تبليغاتX
Arvin's Persian Weblog
جایی برای ثبت گاه‌نوشت‌های آروین ابراهیم‌پور درباره آنچه پیرامونش سر‌می‌زند
| Home | RSS | Email |

چقدر هوا گرم بود. روزا کولر روشن بود. شبا کاپشن به تن بود. 24 ساعت فن کویل اتاق روشن! تبع شاعری من هم!

مردم خوبی داشت. خون گرم بودند. 80 درصد سونی بودند. با این حال برای آدم‌های بزرگ احترام زیادی قایلند. امامان رو آدم بزرگ می‌دونستند. اونجا هم محرم بود.

فروشنده‌ها با آدم کنار می‌آمدند. ما هم که 4 تا جوان مجرد با حال(!)، چای نخورده که هیچی، سلام نکرده رو سر و کولشان بودیم! خوب دیگه هوای آدم‌های باکلاس رو داشتند!

 

با تور خیالت راحته. دغدغه نهار و صبحانه و گشت و گذار رو نداری. هتلش بین‌المللی بود. ماشین‌های خوبی داشت. اکثرا هیوندا و تویوتا بودند. الگانس و لگسوز هم گیر می‌آمد.

همه چیز اونجا گیر می‌آمد. بیشتر از راننده تاکسی‌ها می‌پرسیدیم، وقتی سوار می‌شدیم و رفیق می‌شدیم، بقیه‌اش با خودشان بود. بازارها زیاد شلوغ نبودند. می‌تونستی با خیال راحت خرید کنی. تپل چونه بزنی. جنس خوب بگیری. سراغ هر چیزی رو می‌تونستی بگیری، هر چی می‌خواستی، بدون ذره‎ای دغدغه.

 

از بندر با لنج یک ساعت راه بود. یک ساعت فراموش نشدنی. با تندرو‌ها کمتر بود ولی خطرش بیشتر. رو عرشه لنج باد خنک می‌خورد تو صورتت. ولی آفتاب پوستت رو می‌سوزوند. مرغ‌های دریایی بالا سر عرشه همراه ما می‌آمدند. براشون نان خورد و پوست پرتقال(!) و آشغال‌های دیگه… می‌انداختند. اون‌ها هم با منقار هرچه باز تر استقبال می‌کردند.

 

دوست‌های زیادی پیدا کردیم. دوست‌های خوب و صمیمی. پایه‌هامون جور بود. تو خیلی چیزها.

 

شب‌ها واسه شام هتل نبودیم. شام‌ها رو لب ساحل می‌خوردیم. ساحل‌های مختلفی داشت. ساحل زیتون، ساحل سیمین. جایی بود به نام "سینما ساحل". ولی سینمایی در کار نبود. می‌شستیم همدیگر رو می‌دیدیم. مردم به قول یکی از بچه‌ها به حد کافی فیلم هستند!

دامنه جذر و مد دریا زیاد بود. شب‌ها طی حدود نیم ساعت یک ساعت آب حدود 100 – 150 متری بالا می‌آمد و ساحل رو می‌گرفت. پا برهنه می‌شد تا یه جاهایی تو آب بری. ولی سخت بود. چون اینجا بر خلاف شمال ساحل نرم نبود. سنگ‌های نوک‌تیزی داشت. پای آدم اذیت می‌شد. شب‌ها لب ساحل نسیم خنک می‌خورد تو صورتت. موج تا زانوهات می‌آمد. تا چشم کار می‌کرد تاریکی بود. تو عمق تاریکی چراغ آبی متحرکی سو‌سو می زد. فکر می‌کنم گارد ساحلی بود. 

 

غروب خلیج فارس تو جنگل‌های حرا فراموش نشدنی بود. جنگل‌های جادویی حرا. وقتی قایق موتوری که اجاره کردی خراب می‌شه، احساس بدی بهت دست نمی‌ده. خوشحال می‍شی بیشتر رو آبی. بیشتر تو حسی. هیچ وقت یادم نمی‌ره. یکی از بچه‌ها زیر لب زمزمه می‌کرد:

« مستی هم درد من و دیگه دوا نمی‌کنه… »

ما هم باهاش هم خوان شدیم. شدیدا بی‌ربط بود. ولی خیلی فاز داد!

 

برگشتن رو تابلوی جلوی اسکله نوشته شده بود:

«به جمهوری اسلامی ایران خوش‌آمدید.» فکر نمی‌کردم با 100 تومن هم بشه رفت خارج!

  

یه پنج روزی از چهارشنبه تا دوشنبه اصفهان نبودم. تجربه کم کسب نکردم.

تور آس. جزیره آس. همسفرها آس.

فجیع فاز داد، فکر نمی‌کردم.

قشم هوا گرم بود!

Tue 31 Jan 2006

پس از اینکه امتحانات که خدا خواست با خوبی و خوشی(!) به پایان رسید، من دستم نمی‌رفت بلاگ رو بروز کنم، دلیلش رو نمی‌دونم ولی شاید به خاطر این باشد که یه مدتی نلاگیدم.

ولی در عوض تا زمانی که این عادت عجیب رو داشتم، دست به کارهایی زدم که مدت‌ها بود می‌خواستم انجام بدم. فارغ از هر گونه مشغله، با فکر آزاد فرصت را به شدت غنیمت شمرده و یکسری از این کارها را کردم:

 

یه 10 تایی داستان کوتاه خواندم. 2-3 تا از سایت خوب کانون ادبیات ایران، 2-3 تا از سایت سخن، مرسی از وبلاگ کتاب های رایگان فارسی، یک کتاب هم از این بلاگ خواندم. یک داستان کوتاه از "گابریل گارسیا مارکز" به نام "رویاهایم را می‌فروشم " که علیرضا خان زحمتش را کشیده بود، خواندم. به دنبال "صد سال تنهایی" مارکز می‌گشتم، در اینترنت پیدایش نکردم. حالا شاید کتابش را خریدم. شما جایی سراغ ندارین تو اینترنت؟ با "همه مردان شاه" آشنا شدم. در آخر هم دم کتابلاگ گرم، فجیع حال داد.

 

یه چند تا فیلم هم دیدم:

1- La Chute : درباره جنبه دیگر زندگی هیتلر است. بسیار زیبا بود. توصیه می‌شود! محصول 2004 فرانسه

2- Dead Poet Society: سرگذشت یکسری بچه سال آخر کالجی ممتاز در انگلستان که در اثر آشنایی با افکار و اندیشه‌های معلم جدید آن کالج (جان کیتینگ با بازی رابین ویلیامز) که خود در آنجا درس خوانده بود. و آشنایی یا مفهوم "Carpe-Deium " یا همان "غنیمت شماردن حال" که فجیعا  توصیه می شود به خصوص به همسن و سال های خودم! کارگردان: پیتر ویر، محصول 1989 هالیوود

3- A Perfect World: محصول 1993هالیوود به کارگردانی Eastwood

4- The Girl Next Door: 2004 (+16) هالیوود- کارگردان: Greenfield

5-The Third Miracle توصیه می‌شود. محصول 1999هالیوود- کارگردان هالند

6- Brice, De Nice: 2005 فرانسه – کارگردان هاث

7- Alfie رنک سوم، بعد دوم و بعد اول US Box Office در سال 2004 با بازی Jude Law . که در فیلم هوش مصنوعی اسپیلبرگ با او آشنا شده‌ایم. به شدت توصیه می‌شود. محصول  2004هالیوود- کارگردان Shyer

8- ...And Justice for All:با بازی زیبای "آل پاچینو". درباره وضع بد قضاوت در دادگاههای آمریکا. توصیه می‌شود- محصول  1979هالیوود- کارگردان جویسن

9- The Ring: ژانر ترسناک، توصیه می‌شود. محصول 2002 به کارگردانی وربینسکی

10-21 Grams: با بازی شان پن – توصیه می‌شود . محصول  2003 هالیوود کارگردان: گنزالس

 

در آخر یه تشکر ویژه از "صد فیلم"، "سینما و ماورا" و "مالتی ویژن‌"ها.

 

به این می‌گن یه استفاده از فرصت بین دو ترم اساسی.

  

"تجربه شبه مرگ" یا همون "Near-Dead Experience" چیه؟ کتابی؟ فیلمی؟ سایتی؟ چیزی؟