تبليغاتX
Arvin's Persian Weblog
جایی برای ثبت گاه‌نوشت‌های آروین ابراهیم‌پور درباره آنچه پیرامونش سر‌می‌زند
| Home | RSS | Email |

Wed 21 Dec 2005

 

 

Yalda Night!

 

 قرعه کشی نهایی جام جهانی فوتبال 2006 هم انجام شد. دو سه شب پیش. 9 دسامبر ساعت 9 شب به وقت محلی در شهر لایبزیگ (Leipzig) آلمان. شبکه سه سیما زنده پخش کرد. جام‌جم 2 (IRIB 2 ) هم. و خیلی جالب که IRIB 2 جلوتر از شبکه سه سیما بود! چراش رو نمی‌دانم، اگر شما می‌دانید به ما هم بگویید. شبکه ورزشی TSI ایتالیا هم زنده پخش می‌کرد. با یک مقایسه دیدم که ایران با حداقل فاصله زمانی (حدود 5 ثانیه) اختلاف عقب‌تر بود. این از معدود بارهایی بود که اختلاف پخش تا این حد کم بود. چون تقریبا چیزی هم برای سانسور شدن نداشت. ولی چند بار پیش آمد که در حین پخش زنده تصویر یک‌دفعه می‌رفت رو فردوسی‌پور و جاودانی! احتمال می‌رفت که سانسور باشه، می‌زدم رو TSI ، می‌دیدم دارد تصویر یک خانم رو در بین حاضرین در سالن نشان می‌داد! سانسورش دیگر برای چه بود را نمی‌دانم! ولی اگر سرجمع بخواهیم حساب کنیم یک جا بود که باید مثلا سانسور می‌شد. جایی که یک دوشیزه بسی زیباروی بلوند سروقد با لباس ماکسی فیروزه‌ای رنگ که مانکن بود خلاصه! و پس از تحقیقات متوجه شدم که بعله! واقعا هم مانکن است! هیدی کلوم (Heidi Klum) سوپر مدل آلمانی است که پوسترهایش همیشه صفحه اول مجلات معتبر Fashion را اشغال کرده است، بصورت افتخاری آمد یا شاید هم مثلا بعنوان یکی از مظاهر کشور آلمان؟! نمی‌دانم چرا ولی خلاصه قرعه یکی از تیم‌ها که نحوه انتخابش با بقیه متفاوت بود –اگر اشتباه نکنم صربستان بود بدلیل موقعیت جغرافیایی- را تعیین کرد. در همین حین رفتم رو IRIB که مسلما داشت فردوسی‌پور و جاودانی رو نشان می‌داد، دیدم آقا عادل قیافه آدم‌هایی را دارد که دارند خجالت می‌کشن و می‌خواهند خودشان رو به زور کنترل کنند که بقیه چیزی نفهمند!!Heidi Klum, German Super Model

 

بخوانید و ببینید درباره هیدی کلوم!(+18)

بیوگرافی و دو عکس از او

 

 

از این حرف‌ها که بگذریم، قرعه‌‌کشی انجام شد و حریفان ایران به همراه 31 تیم دیگر که از سراسر دنیا انتخاب شده بودند، در دور اول و تقریبا دوم بازی‌ها مشخص شدند.

 

یک فلش کوتاه و گویا که قرعه‌کشی را در یک کلام خلاصه می‌کند!

 

نتیجه مرحله نهایی قرعه‌کشی به قرار زیر رقم خورد:

نتیجه به همان فلش بالا رقم خورد!

حتما ببینیدش.

 

...ادامه‌ی مطلب
Wed 7 Dec 2005

افسوس!

16 آذر- چه تقارن دردناکی!

 

 

 

 

 

در خواب بودم که گوسپندی تاج گل‌ام را جوید. جوید و گفت: «زرتشت دیگر دانشور نیست.»

این بگفت و پرغرور و گردن‌افراخته دور شد. کودکی این را با من حکایت کرد.

 

کودکان‌ام هنوز دانشور می‌دانند، خاربُنان و شقایق‌های سرخ نیز. آنان بی‌گناه‌ اند، حتا آن ‌گاه که بد خواه اند.

اما در چشم گوسپندان دیگر دانشور نیستم. سرنوشت‌ام چنین می‌خواهد: خوشا سرنوشتم!

 

زیرا حقیقت این است که من خانه دانشوران راترک گفته‌ام. و پشت سر در را نیز به هم کوفته‌ام.

روان‌ام دیری گرسنه بر خوان ایشان نشست. من نه چون ایشان آموخته بودم که دانش‌جویی کاری‌ست همچون فندق‌شکنی!

 

من عاشق آزادی‌ام و هوای فراز خاک تازه. خفتن بر پوست گاو مرا خوشتر است از خفتن بر مقام‌ها و منزلت‌های آنان.

از اندیشه خویش چنان گرم و تافته‌ام که بسا دم به دشواری توانم زد: آن‌ گاه به هوای آزاد پناه باید-ام برد، دور از همه‌ی اتاق‌های غبار آلود.

 

...ادامه‌ی مطلب

آه از این پُست دردناک!

 امروز 16 آذر است...

 

یک تراژدی دیگر، این بار از نوع رسانه‌ای

 

من خود شاهد اين ماجرا بودم بسيار صحنه وحشتناکی بود من به چشم خود انسانهايی را ديدم که در آتش ميسوختند. محل کار من در نزديکی محل سقوط است در آن ساعت من بدليل مشکلی که در شرکتم برايم پيش آمده بود محل شرکت را ترک نمودم و در حال عزيمت به منزل خود بودم که از نزديک صحنه برخورد را ديدم و الان در وضعيت روحی بسيار ناراحت کننده ای اين متن را تايپ ميکنم به حدی که فکر نميکنم اين صحنه وحشتناک تا آخر عمر از يادم برود +

 

 

سقوط هواپيماي C-130 در منطقه مسکوني تهران

اين هواپيما که در آستانه فرود در فرودگاه مهرآباد بود، لحظاتي پيش از فرود کنترل خود را از دست داد و در منطقه جنوب فرودگاه مهرآباد بر روي خانه‌هاي مردم سقوط كرد که بر اثر سقوط آن، انفجار مهيبي نيز روي داد. هم اکنون آمبولانس‌هاي متعدد براي ياري رساندن به مجروحان به سوي محل حادثه در حرکتند. تاكنون اجساد تعدادي از هموطنان كه در اين انفجار سوخته‌اند، بيرون آورده شده است +

 

 

 

شاهدان عينی از حادثه سقوط هواپيما می گويند

يک فروند هواپيمای ترابری سی - ۱۳۰ ارتش ايران پيش از فرود در فرودگاه مهرآباد در منطقه مسکونی موسوم به شهرک توحيد در منطقه يافت آباد در جنوب غرب تهران سقوط کرد.

اين حادثه در حدود ساعت دو بعدازظهر به وقت محلی رخ داده و گزارشهای اوليه حاکی از اين است که +

 

 

صدای آمبولانس ها در تمام تهران شنیده می شود در حالی که چند ساعت از سقوط هواپیمای نظامی مسافربری در تهران می گذرد هنوز هیچ تصویری از این حادثه در تلویزیون تهران پخش نشده و صرفا چند مصاحبه بدون اطلاعات خاصی را پخش کرده اند. رییس آتش نشانی چند دقیقه قبل به شبکه خبر گفت که خوشبختانه هنوز کشته ای ندیده ایم چند دقیقه بعد رییس پلیس 110 گفت متاسفانه هواپیما به یک مجتمع مسکونی برخورد کرده و از آنها به یک پست فشارقوی گاز برخورد کرده و تعداد زیادی از مسافران و ساکنان محل برخورد کشته شده اند +

 

 

عصر امروز بار ديگر ايران در سوگ يك فاجعه هوايي ديگر نشست و اين بار جامعه خبري كشور قربانيان حادثه اي شدند.  در حادثه اي كه امروز رخ داد جامعه خبري ايران بيش از شصت خبرنگار و عكاس خود را از دست داد. هواپيماهاي c130 از جايي كه معمولا در پروازهاي عملياتي و براي انتقال نيروهاي نظامي مورد استفاده قرار مي گرفته است، معمولا بدليل حساسيتي كه نسبت به این نوع پروازها وجود دارد، كمتر رخ مي دهد بدون رعايت معاينات فني اجازه  پرواز يايند +

 

 

 

تازه‌ترين اخبار از تلفات سقوط هواپيماي نظامي، تراژدي رسانه‌اي

به نظر مي‌رسد كسي از ساكنان ساختمان فوت نكرده است، ولي تمامي ۱۱۰ سرنشين هواپيما جان باخته‌اند. به گفته شاهدان عینی حتی یک قطعه یک متری نیز از هواپیما به جای نمانده است .ده ها تن از خبرنگاران صداوسيما، خبرگزاريهاي فارس، ايرنا، ايسنا و روزنامه ها و نيز روابط عمومي ارتش در ميان كشته هاي اين حادثه غمبار ديده مي‌شوند.اسامي شماري از قربانيان عبارتست از +

 

 

تصاویری دردناک!

 

 

16 آذر- روز دانشجو- روز فاجعه، چه تقارن دردناکی!  

 

یک ایده خوب-یک حرف حسابی

مدت‌ها بود که ایده‌ای در ذهن داشتم. ایده‌ای برای تغییر در سیستم خنک‌کننده کامپیوتر. بخصوص ما AMD کارها حساسیت و نگرانی بیشتری نسبت به دمای سیستم داریم. همانطور که می‌دانید CPUهای AMD نسبت به گرما آسیب‌پذیرتر هستند. کار ما از خمیر سیلیکون و این حرف‌ها هم گذشته بود. حتی برای عملی کردن ایده با برادر هم صحبت کرده بودم. ولی ... لعنت بر این گذر زمان که به راحتی همه چیز رو زیر چرخ‌هایش له می‌کند. و این ایده نیز مانند هزاران ایده دیگر در مخیله شکل گرفت و سپس به فراموشی سپرده شد!

طرح از این قرار بود که یک فن متصل به Case به جای هوای معمولی-دمای اتاق 25-30C- هوای خنک و البته خشک با فیلتر آلاینده را به درون Case بدمد.

در زیر به طور خیلی خلاصه فقط به دو تا دیاگرام از طرح بسنده می‌کنم:

 

 Diagram a

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Diagram b

 

 

اما گذشت... تا چندی پیش مقاله جالبی در یکی از مجلات فارسی زبان به قلم شهناز امین چاپ شده بود.

که می‌شود گفت داغ ایده قدیمی را برای من تازه کرد...!

اما با طرحی مفصل‌تر و کامل‌تر.

 

خلاصه‌ای از مقاله به قرار زیر است:

 

تا حالا شنیده‌ایم که آب مضرترین ماده برای کامپیوتر است. اما حالا می‌خواهیم مزایای استفاده از آب در داخل Case کامپوتر را برای شما شرح دهیم.

محصول جدیدی که مورد توجه همگان قرار گرفته است سیستم خنک‌کننده آبی (Water Cooling) است. این محصول بر روی کارت گرافیکی و دیگر پردازنده‌های کامپوتر تاثیر بسیار مثبت و چشمگیری دارد.

 

 

 

 پردازنده‌های موجود بر روی سیستم به شدت داغ می‌شوند. و به قطعات داخلی کامپوتر آسیب می‌رسانند. همچنین برای اینکه CPUها سریع‌تر کار کنند، باید خنک نگه داشته شوند و برای خنک کردن آن‌ها باید فن دستگاه با سرعت زیادی بچرخد که این کار باعث تولید صدای بسیار زیاد و آزاردهنده‌ای می‌شود و میزان خنک کنندگی فن در مقابل این گرما ناچیز است.

 

 

مزیت‌های استفاده از آب نسبت به هوا در خنک کردن سیستم:

1.       خنک سازی با آب نسبت به هوا باعث می‌شود در cpu دمای کمتری ایجاد شود.

2.       خنک سازی با آب سر و صدای کمتری تولید می‌کند.

3.       استفاده از آب به جای هوا باعث می‌شود سیستم زودتر خنک شود.

 

علاوه بر مزیت‌های ذکر شده در بالا Caseهایی که با آب خنک می‌شوند، زیباتر به نظر می‌رسند مخصوصا اگر به آب نور ماورا بنفش (UV) بتابانید حالت جالب و زیبایی به case می دهد.

 

اجزای سیستم خنک کننده آبی:

1- بلوک آبی:

بلوک آبی قسمتی است که آب با CPU و مادربرد اصلی ارتباط دارد و گرمای موجود در پردازنده را می‌گیرد، بنابراین مهمترین قسمت یک سیستم خنک کننده آبی می‌باشد.

یک بلوک آبی خوب باید دارای کف مسی باشد تا بتواند حرارت را سریع انتقال دهد. در هنگام خرید بلوک آبی باید دقت داشته باشید بلوکی تهیه کنید که نوع CPU شما را پشتیبانی کند.

 

 

 

2- پمپ آب:

هنگام خرید پمپ آب باید دقت داشته باشید که پمپ مورد نظر سرو صدای زیادی تولید نکند. پمپ‌ها در هنگام کار باعث تولید گرما می‌شوند، پس باید از پمپی استفاده شود که گرمای کمتری تولید میکند. هرچه جریان آب در پمپ سریعتر باشد یعنی  تبادل گرمایی سریعتر انجام شده و دمای Cpu پایین‌تر می‌آید.

 

3-رادیاتور:

سیستم خنک کننده آبی از یک رادیاتور کوچک (Main Radiator) برای کم کردن گرما استفاده می‌کند.طرز کار این رادیاتور مانند رادیاتور ماشین است. آب گرم باید قبل از برگشت به سیستم گرمای خود را از دست بدهد. یک رادیاتور خوب از آلومینیم یا مس ساخته شده و تعداد زیادی پره دارد.

 

4-فن‌ها:

فن‌ها روی لفاف‌هایی قرار می‌گیرند که بروی رادیاتور قرار گرفته و باعث شدن رادیاتور می‌شوند.

 

 

 

5-آب مقطر:

در بلوک‌های آبی، آب مقطر مورد استفاده قرار می‌گیرد. به دلیل اینکه آب مقطر به اندازه آب معمولی رسانا نیست، اگر به صورت اتفاقی بیرون بریزد به کامپوتر آسیب کمتری میزند، همچنین لازم است به آب موادی را اضافه کنید تا از رشد مواد آلی جلوگیری کرده و از زنگ زدگی پیشگیری کند.

 

6-لوله‌ها و اتصالات

تعدادی لوله و شیلنگ برای اتصال قطعات به سیستم به کار می‌روند. لوله هل آب را به تمامی قسمت‌های Case می‌رسانند.

 

نصب Water Cooling

بلوک آبی به راحتی روی مادربرد نصب می‌شود.ابتدا چهار مهره واشر زیر CPU بر روی برد پیچ می‌شود. سپس CPU در جای خود قرار می‌گیرد. بلوک آبی بر روی پایه نگهدارنده CPU نصب می‌شود البته باید در نظر داشت که قبل از نصب بلوک آبی، یک پوشش نازک و یکنواخت از خمیر حرارتی بر روی هیت سیک مالیده شود.

 

نکته بسیار مهم این است که حتما بلوک آبی مورد استفاده باید CPU شما را پشتیبانی کند.

 

 

منبع: کامپوتر جوان ش.71

ايدز يک "بيماری" است، "جرم" نيست

World Aids Day

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اطلاعات به زبان فارسی:

 

هر آنچه که در مورد ایدز باید بدانیم

 

اطلاعات کاملا تخصصي درباره HIV

 

راههای سرايت

 

 

اطلاعات بیشتر به زبان انگلیسی:

About HIV and AIDS

 

Safer Sex   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای حمایت از این روز جهانی "روبان قرمز" را در بلاگ‌های خود بگذارید:

متن اصلی بی کم و کاست

 

 

شاید در این دقیقه او حقیقتا زندگی می‌کرد چون گمان می‌کرد چون گمان می‌کرد برای همزاد یا سایه‌ی معشوقه قدیم خود، برای کسی ساز می‌زند که می‌فهمد و بالاخره هنرش او را جلب کرده بود. شاید خوابی که دیده بود دوباره جلو او در عالم بیداری مجسم شده بود! –با تمام قوا هنرنمایی می‌کرد، شاید این بهترین قطعه‌ای بود که در عمر خود اجرا می‌کرد- اما همین که به‌طرف هاسمیک برگشت و خواست در چشمان او تاثیر ساز و احساساتش را دریابد، ملتفت شد که جای او خالی است. هاسمیک رفته بود و لای در را باز گذاشته بود، ناگهان ویلن را از زیر چانه‌اش برداشت، جلو آمد دید گیلاس ودکا کمی از سرش خالی شده، به ته سیگاری که در نعلبکی افتاده بود سرخاب لب هاسمیک چسبیده بود و دود آبی رنگی ار آن پرانده می‌شد و در هوا موج می‌زد!

 

                واسیلیچ ویلن را روی میز پرت کرد، دست‌ها را جلوی صورت خود گرفت و در حال سرفه روی تختخواب افتاد.