اگر کمی اهل مطالعه باشید، و بیشتر علمی بزنید، حتما با ایزاک آسیموف آشنایید. نویسنده علمی-تخیلی نویسی که اغلب در مورد رباتها مطلب می نوشت(خدا بیامرز) یا با کتابهای دکتر فرانکنشتین پیرامون موجودات انسانگونه و مخوف و خیالی برخورد کردهاید.(من که میدانم برنخوردهاید!) این داستانها همگی کمی تا قسمتی ابری هیجانانگیز و جذاب هستند و هر کدام به نوعی به پایان می رسند. اما خمیر مایه همه آنها یکی است: اشتیاق انسان به ساخت موجودی مانند خود و مشاهده و مطالعه رفتار او!
بشر از آغاز سعی بر این داشته تا با تغییر در ساختارهای اطراف خود (چه جاندار چه بیجان)، آنها را به خود مانند کند، یا حداقل رفتار وی را به طرز رفتار خود سوق دهد. مثلا انسان در میان حیوانات، به طوطیهای سخنگو علاقه وافری دارد، یا به خرس ،سگ و میمون... زیرا این گروه از جانداران، شباهتهایی به انسان دارند! بر تن میمونها لباس انسان می پوشانند و آنها را به رقص در می آورند. سگها برخی مواقع همچون انسان عمل کرده و از خود هوش و فراست عجیبی به نمایش میگذارند. طوطیها همچون انسان کلمات را تلفظ میکنند. همچنین آدمی، عروسکهای انساننما را بیشتر دوست میدارد و سعی بر آن دارد که آنها را به حرکت در آورده به آنها شخصیت بدهد. عروسکهای رباتیکی که این روزها در گوشه و کنار جهان به معرض نمایش گذاشته میشوند و دارای قابلیتهای جالب و تحسین بر انگیزی هستند، از این جمله محسوب میشوند و نمونههای بارزی از این تلاشها هستند. فراموش نکنیم، پرواز کردن، پی بردن به راز آفرینش و در نهایت امکان ساخت و طراحی آدمکهای مصنوعی، همیشه جز آرزوهای بزرگ و خلسهآور انسان بوده است. ساخت موجودی هوشمند که انسان را در انجام وظایف زندگی یاری نماید در حقیقت ماحصل همین آرزو هاست.
البته پر واضح است هر سیستم هوشمندی که سعی دارد به طریقی با عکسالعملها و رفتارهای انسانگونه، به این هدف تعریف شده توسط نوع بشر برسد، باید مانند او فکر کند، مانند او تصمیم بگیرد، مانند او به نتیجه برسد و مانند او عمل کند. در عین حال، علوم و تئوریهای ریاضی و انفورماتیک مدعی هستند که با پیشرفت فناوری به سادگی می توان تمام این رفتارها را در یک سیستم کلی، بنام هوش مصنوعی گنجاند.
عبارت "هوش مصنوعی" اولین بار توسط دانشمند و ریاضیدان آمریکایی، "جان مککارتی"در کنفرانس "دارت موس" در ژوئن 1956 بکار برده شد! از آن پس تمام تلاشها و کوششهایی که برای ایجاد و برپایی سیستمهایی که بر پایه تقلید از هوش بشری عمل می کنند، همه زیر شاخههایی از علمی نام گرفتهاند که آن را هوشمصنوعی مینامیم. در حال حاضر هوش مصنوعی یکی از شاخههای مهیج و جذاب علوم کامپیوتر است که خود به زیر شاخه هایی مانند: شبکه های عصبی(ANN)، تعقل خودکار، اثبات قضایا، فهم زبان (NLP)، مدلسازی(Simulation)، نمونهسازی رفتار انسان، فرآیندهای توزیع شده و موازی رباتیک و ... تقسیم میشود.
»» روزی را تصور کنید که خسته و عصبانی، بعد از مشاجرهی تلخی که با نامزد خود داشتهاید، به خانه بر گشتهاید. در را پشت سر خود می کوبید و لباسهای خود را به اطراف میافکنید. به سمت کامپیوتر خود رفته آن را روشن میکنید که شاید مطلبی برای تسکین خاطر در آن بیابید. کامپیوتر به محض با خبر شدن از حال شما، به جای آهنگ خوشآمد گویی همیشگی، با یک قطعه موسیقی ویِژه (که به تجربه می داند!) شما را آرام میکند و یک آهنگ با مضمون: در زندگی مشکلات فراوان وجود دارند، اما با صبر و تعقل میتوان بر آنها فائق آمد! پخش میکند. در همان لحظه کامپیوتر در وب سایت گوگل نیز برای شما به دنبال مقالات و مطالبی در مورد آشتی کردن با نامزد خود می گردد... حالا اگر کمی دقیقتر شویم میبینیم که برای عملی شدن این فرضیه، کامپیوتر شما به پیش شرط هایی نیاز دارد
Special Thanx to minoo
سنسورها در ربات
سنسورها اغلب برای درک اطلاعات تماسی، تنشی، مجاورتی، بینایی و صوتی بهکار میروند. عملکرد سنسورها بدینگونه است که با توجه به تغییرات فاکتوری که نسبت به آن حساس هستند، سطوح ولتاژی ناچیزی را در پاسخ ایجاد میکنند، که با پردازش این سیگنالهای الکتریکی میتوان اطلاعات دریافتی را تفسیر کرده و برای تصمیمگیریهای بعدی از آنها استفاده نمود.
سنسورها را میتوان از دیدگاههای مختلف به دستههای متفاوتی تقسیم کرد که در ذیل میآید:
a. سنسور محیطی: این سنسورها اطلاعات را از محیط خارج و وضعیت اشیای اطراف ربات، دریافت مینمایند.
b. سنسور بازخورد: این سنسور اطلاعات وضعیت ربات، از جمله موقعیت بازوها، سرعت حرکت و شتاب آنها و نیروی وارد بر درایورها را دریافت مینمایند.
c. سنسور فعال: این سنسورها هم گیرنده و هم فرستنده دارند و نحوه کار آنها بدین ترتیب است که سیگنالی توسط سنسور ارسال و سپس دریافت میشود.
d. سنسور غیرفعال: این سنسورها فقط گیرنده دارند و سیگنال ارسال شده از سوی منبعی خارجی را آشکار میکنند، به همین دلیل ارزانتر، سادهتر و دارای کارایی کمتر هستند.
سنسورها از لحاظ فاصلهای که با هدف مورد نظر باید داشته باشند به سه قسمت تقسیم میشوند:
§ سنسور تماسی: این نوع سنسورها در اتصالات مختلف محرکها مخصوصا در عوامل نهایی یافت میشوند و به دو بخش قابل تفکیکاند.
i. سنسورهای تشخیص تماس
ii. سنسورهای نیرو-فشار
§ سنسورهای مجاورتی: این گروه مشابه سنسورهای تماسی هستند، اما در این مورد برای حس کردن لازم نیست حتما با شی در تماس باشد. عموما این سنسورها از نظر ساخت از نوع پیشین دشوارترند ولی سرعت و دقت بالاتری را در اختیار سیستم قرار میدهند.
دو روش عمده در استفاده از سنسورها وجود دارد:
i. حس کردن استاتیک: در این روش محرکها ثابتاند و حرکتهایی که صورت میگیرد بدون مراجعه لحظهای به سنسورها صورت میگیرد.به عنوان مثال در این روش ابتدا موقعیت شی تشخیص داده میشود و سپس حرکت به سوی آن نقطه صورت میگیرد.
ii. حس کردن حلقه بسته: در این روش بازوهای ربات در طول حرکت با توجه به اطلاعات سنسورها کنترل میشوند. اغلب سنسورها در سیستمهای بینا اینگونهاند.
حال از لحاظ کاربردی با نمونههایی از انواع سنسورها در ربات آشنا میشویم:
a. سنسورهای بدنه (Body Sensors) : این سنسورها اطلاعاتی را درباره موقعیت و مکانی که ربات در آن قرار داردفراهم میکنند. این اطلاعات نیز به کمک تغییر وضعیتهایی که در سوییچها حاصل میشود، به دست میآیند. با دریافت و پردازش اطلاعات بدست آمده ربات میتواند از شیب حرکت خود و اینکه به کدام سمت در حال حرکت است آگاه شود. در نهایت هم عکسالعملی متناسب با ورودی دریافت شده از خود بروز میدهد.
b. سنسور جهتیاب مغناطیسی(Direction Magnetic Field Sensor): با بهرهگیری از خاصیت مغناطیسی زمین و میدان مغناطیسی قوی موجود، قطبنمای الکترونیکی هم ساخته شده است که میتواند اطلاعاتی را درباره جهتهای مغناطیسی فراهم سازد. این امکانات به یک ربات کمک میکند تا بتواند از جهت حرکت خود آگاه شده و برای تداوم حرکت خود در جهتی خاص تصمصمگیری کند. این سنسورها دارای چهار خروجی میباشند که هرکدام مبین یکی از جهتها است. البته با استفاده از یک منطق صحیح نیز میتوان شناخت هشت جهت مغناطیسی را امکانپذیر ساخت.
c. سنسورهای فشار و تماس (Touch and Pressure Sensors) : شبیهسازی حس لامسه انسان کاری دشوار به نظر میرسد. اما سنسورهای سادهای وجود دارند که برای درک لمس و فشار مورد استفاده قرار میگیرند. از این سنسورها در جلوگیری از تصادفات و افتادن اتومبیلها در دستاندازها استفاده میشود. این سنسورها در دستها و بازوهای ربات هم به منظورهای مختلفی استفاده میشوند. مثلا برای متوقف کردن حرکت ربات در هنگام برخورد عامل نهایی با یک شی. همچنین این سنسورها به رباتها برای اعمال نیروی کافی برای بلند کردن جسمی از روی زمین و قرار دادن آن در جایی مناسب نیز کمک میکند. با توجه به این توضیحات میتوان عملکرد آنها را به چهار دسته زیر تقسیم کرد: 1- رسیدن به هدف، 2- جلوگیری از برخورد، 3- تشخیص یک شی.
d. سنسورهای گرمایی (Heat Sensors): یکی از انواع سنسورهای گرمایی ترمینستورها هستند. این سنسورها المانهای مقاومتی پسیوی هستند که مقاومتشان متناسب با دمایشان تغییر میکند. بسته به اینکه در اثر گرما مقاومتشان افزایش یا کاهش مییابد، برای آنها به ترتیب ضریب حرارتی مثبت یا منفی را تعریف میکنند. نوع دیگری از سنسورهای گرمایی ترموکوپلها هستند که آنها نیز در اثر تغییر دمای محیط ولتاژ کوچکی را تولید میکنند. در استفاده از این سنسورها معمولا یک سر ترموکوپل را به دمای مرجع وصل کرده و سر دیگر را در نقطهای که باید دمایش اندازهگیری شود، قرار میدهند.
e. سنسورهای بویایی (Smell Sensors): تا همین اواخر سنسوری که بتواند مشابه حس بویایی انسان عمل کند، وجود نداشت. آنچه که موجود بود یکسری سنسورهای حساس برای شناسایی گازها بود که اصولا هم برای شناسایی گازهای سمی کاربرد داشتند. ساختمان این سنسورها به این صورت است که یک المان مقاومتی پسیو که از منبع تغذیهای مجزا، با ولتاژ 5+ ولت تغذیه میشود، در کنار یک سنسور قرار دارد که با گرم شدن این المان حساسیت لازم برای پاسخگویی سنسور به محرکهای محیطی فراهم میشود. برای کالیبره کردن این دستگاه ابتدا مقدار ناچیزی از هر بو یا عطر دلخواه را به سیستم اعمال کرده و پاسخ آن را ثبت میکنند و پس از آن این پاسخ را به عنوان مرجعی برای قیاس در استفادههای بعدی به کار میبرند. اصولا در ساختمان این سیستم چند سنسور، به طور همزمان عمل میکنند و سپس پاسخهای دریافتی از آنها به شبکه عصبی ربات منتقل شده و تحلیل و پردازش لازم روی آن صورت میگیرد. نکته مهم درباره کار این سنسورها در این است که آنها نمیتوانند یک بو یا عطر را به طور مطلق انداره بگیرند. بلکه با اندازهگیری اختلاف بین آنها به تشخیص بو میپردازند.
f. سنسورهای موقعیت مفاصل : رایجترین نوع این سنسورها کدگشاها (Encoders) هستند که هم از قدرت بالای تبادل اطلاعات با کامپیوتر برخوردارند و هم اینکه ساده، دقیق، مورد اعتماد و نویز ناپذیرند. این دسته انکدرها را به دو دسته میتوان تقسیم کرد:
i. انکدرهای مطلق: در این کدگشا ها موقعیت به کد باینری یا کد خاکستری BCD (Binary Codded Decible ) تبدیل میشود. این انکدرها به علت سنگینی و گرانقیمت بودن و اینکه سیگنالهای زیادی را برای ارسال اطلاعات نیاز دارند، کاربرد وسیعی ندارند. همانطور که میدانیم بهکار گیری تعداد زیادی سیگنال درصد خطای کار را افزایش میدهد و این اصلا مطلوب نیست. پس از این انکدرها فقط در مواردی که مطلق بودن مکانها برای ما خیلی مهم است و مشکلی هم از احاظ بار فابل تحمل ربات متوجه ما نباشد، استفاده میشود.
ii. انکدرهای افزاینده: این کدگشا ها دارای قطار پالس و یک پالس مرجع که برای کالیبره کردن بکار میرود هستند، از روی شمارش قطارهای پالس نسبت به نقطه مرجع به موقعیت مورد نظر دست مییابند. از روی فرکانس (عرض پالسها) میتوان به سرعت چرخش و از روی محاسبه تغییرات فرکانس در واحد زمان (تغییرات عرض پالس) به شتاب حرکت دوارنی پی برد. حتی میتوان جهت چرخش را نیز فهمید. فرض کنید سیگنالهای A و B و C سه سیگنالی باشند که از کدگشا به کنترلکننده ارسال میشود. B سیگنالی است که با یک چهارم پریود تاخیر نسبت به A. از روی اختلاف فاز بین این دو میتوان به جهت چرخش پی برد.
[تمام!]

Do you want to work in google?
بنابر آمار شرکتهای مشاورهای، گوگل شرکتی است که بیشترین نرخ رشد را دارد.
نرخ رشد فروش گوگل در دوره 5 ساله، برابر 400 هزار درصد بوده است!!
با چنین موفقیتی، هرکسی که سر رشتهای از کامپیوتر دارد، وسوسه میشود که در این شرکت مشغول به کار شود.
گوگل در نیمه نخست سال 2005، روزانه 4 نفر استخدام داشت، در حالی که در هر روز بیش از یکهزار و پانصد رزومه دریافت میکرد. با چنین استقبالی، فرآیند مصاحبه، گاه چندین جلسه به طول میانجامد. در حال حاضر بیش از هزار فرصت شغلی در گوگل وجود دارند: در 12 منطقه از ایالات متحده و در 23 نقطه از سطح جهان؛ از استرالیا گرفته تا انگلستان.

آیا میل دارید یک "بهینهکننده خلاق" باشید؟! این سمتی است که گوگل برای کسانی که در زمینه حق نشر (کپیرایت) آگهیها فعالیت میکنند، در نظر گرفته است. البته فرقی نمیکند که در چه جایی از جهان ساکن هستید! اگر مایل باشید میتوانید به آدرس زیر رجوع کنید. در آنجا موقعیتهای دیگری را نیز مشاهده خواهید کرد:
www.google.com/intl/en/jobs/positions.html
چگونه میتوان در پررونقترین شرکت سیلیکون ولی دارای شغل بود؟
How can have a job in one of the successful copanies in Cillicon Valley?
نکته جالب این است که گوگل به افراد مختلف کمک میکند تا یک مهندس باشند (یا حداقل دید مهندسی داشته باشند). این شرکت از افرادی که دارای دید تحلیلی و کمی هستند، استقبال شایانی به عمل میآورد؛ مردمی که علاقمند هستند با دادههای زیادی سروکار داشته باشند، تا اینکه تنها به چند چیدمان در پاور-پوینت بپردازند. نلسون مینار (یکی از مهندسان گوگل) میگوید کسانی که در زمینه کامپیوتر تخصص دارند، باید خود را آماده کنند تا در روز مصاحبه، روی تختهای که روبروی آنها است شروع به کدنویسی کنند. او اضافه میکند که مصاحبهکنندگان مرتبن از اشخاص میخواهند راجعبه کارهای جالب خود در گذشته صحبت کنند و توضیح دهند که چرا آن کارها جالب بودهاند. آنها دنبال افرادی نیستند که دارای ذهن مجرد و انتزاعی باشند؛ بلکه مایل هستند افراد باهوشی را در اختیار داشته باشند که بتوانند چیزهای مفیدی ایجاد کنند.
منبع:عصر ارتباط ش.131
روش خوب و امتحانشده برای دور زدن فیلترینگ (لعن الله علیه)
همه فیلترشکنها را در هم میکوبیم! خبری بود که چندی پیش ایسنا به نقل از رحيم معظمي رييس شركت هيات مديرهي دلتا گلوبال، برندهي مناقصهي پايگاه مركزي فيلترينگ اعلام کرد : با همت یک نرمافزار آمریکایی که … $ میلیون دالرز پول بالاش رفته همه فیلترشکنها شناسایی و فیلتر میشوند!

پس چه کنیم؟ مثلا چگونه به technorati.com این سایت استراتژیک دنیای بلاگستان برویم که چندی است به چنگ فیلترکنندگان افتاده است؟ به دنبال فیلترشکنهای جدید هم نروید که فایدهای ندارند. در سرچ انجینها هم به دنبال آنها نباشید که همگی فیلتر هستند. سایتهایی که در نام یا آدرس آنها کلمههای Anonymouse، Proxy، Anonumaizer،
Anti-Filter، و مشابه وجود داشته باشند نیز فیلتر هستند. و اگر هم باز باشند، وقتی به دست انابت آدرس مثلا technorati.com را وارد میکنیم و به امید اجابت دکمه GO را میچلونیم، چیزی نخواهیم دید جز آن صفحه کذایی: «مشترک گرامی، دسترسی به این صفحه برای شما مقدور نمیباشد!» ای کاش حداقل زیر این پیام لطفآمیز دلیلش را هم مینوشت.
الگوریتم این فیلترینگ بد مصب را نمیدانم. ولی احتمالا چیزی تو مایههای هوشمندانه است. یعنی نیاز نیست که سایتی که قرار است فیلتر شود قبلا در بانکش قرار گیرد. بلکه اگر شما برای اولین بار سایتی را وارد کنید، اگر در آدرس یا content سایت کلمههای Anonumaizer، Proxy و ... باشند را فیلتر کرده و به طور خودکار به بانکش اضافه میکند. و احتمالا در خیلی پیشرفتههاش حتی اگر content و آدرس کلمه مشکوک نباشد، به رنگبندی تصاویر درون صفحه حساس است.
به هر حال تنها راههایی که میماند این است که یا برای یک نرمافزار آنتیفیلتر 40-50 هزار تومان پیاده شویم و یا از آدرسهای Proxy-Port دستی استفاده کنیم. که البته چون من پول خرید آنتیفیلتر را ندارم از این روش استفاده میکنم و روش مطمئنی هم هست. ولی یک ایراد کوچک دارد که عمر این آدرسها کوتاه است و در این شرایط، در خوشبینانهترین حالت به یک هفته هم نمیرسد. حتی ممکن است هیچ یک برای شما کار نکنند که در این صورت باید ISP خفنتان را عوض کنید!
البته رفع مشکل کوتاه بودن عمر پراکسیها، یک راه حل دارد که در ادامه ذکر میشود.
استفاده از روش پراکسی دادن دستی را که احتمالا اکثرا می دانید ولی من یک یادآوری میکنم.
به منوی View از IE رفته و Internet Options را انتخاب کنید. به تب Connections رفته و connectionی که برای اتصال به اینترنت استفاده میکنید را از سمت چپ انتخاب کنید. حال settings را از سمت راست انتخاب کنید. در پنجره جدید از وسط گزینه Use a Proxy Server… را تیک کنید. حال در دو فیلدی که فعال میشوند در سمت چپی آدرس و سمت راستی پورت را وارد کنید.
Address : Port
219.93.174.104 : 553
219.93.174.103 : 554
219.93.174.108 : 553
219.93.174.101 : 553
219.93.174.107 : 553
219.93.174.106 : 533
219.93.174.100 : 553
219.93.174.105 : 553
219.93.174.110 : 554
211.178.210.230 : 40050
حالا اینترنت را چک کنید که آیا از فیلتر رد میشوید یا نه؟ اگر رد شدید تبریک، اگر نشد آدرس دیگری را امتحان کنید. و اگر با هیچکدام نشد میتوانید به روش زیر آدرس جدیدی تولید کنید، اگر با آنها هم نشد ISP تان خیلی خفن میباشد و بهتر است عوضش کنید.
برای FireFox هم از منوی tools، options را انتخاب کنید و در پایین پنجره جدید بر روی دکمه Connection settings کلیک کنید. در پنجرهای که باز میشود سومین قسمت را انتخاب کنید تا فیلدها فعال شوند. در اولین فیلد روبروی http آدرس و پورتهای بالا را وارد کنید و Use the same… را تیک کنید. پس از زدن OK ها، اینترنت را چک کنید و به روش فوق عمل کنید.
پس از مدتی که Proxy شما expire شد یعنی ردیابی و بسته شد، باید یک پراکسی جدید درست کنید. برای اینکار از برنامه Charon استفاده میشود. برنامه که یک فایل zip با حجمKB 674 میباشد را دانلود کنید. سپس پوشه را باز کرده و charon را run کنید.
برای اولین بار استفاده، باید یکسری تنظیمات را انجام دهید.
1- آدرس زیر را copy کرده ودر Scan Options زیر عنوان URL، paste کنید.
http://www.proxylists.net/http_highanon.txt
2- در قسمت Connect Options، در بالای پنجره Use External… را تیک کنید.
3- حال Filter Options را انتخاب کنید و در فیلد بالای پنجره تحت عنوان Port order of… اعداد زیر را copy & paste کنید.
444,553,808,1033,1080,2301,3382,6588,
7212,8001,8081,8086,8118,
4- سپس Judge Tester را انتخاب کرده و بر روی یکی از judge ها رایت کلیک کرده و test judge را بزنید. بعد از اینکه تست تمام شد، ping را از بالا فشرده و بر روی judgeی که در بالای لیست قرار گرفته رفته، رایت کلیک کنید و آخرین گزینه را انتخاب کنید.
حال تنظیمات اولیه تمام شد و برای استفاده مجدد نیازی به این کارها نیست.
اکنون میتوانید به اینترنت متصل شده و از قسمت Check Proxies گزینه آخر را انتخاب کنید. پس از مدتی که چند تا پراکسی پیدا شد میتوانید stop را بزنید. کمی صبر کنید... اکنون بر روی لیست رایت کلیک کرده و پراکسی های تکراری را با انتخاب Remove Dupes پاک کنید.
- گاهی ممکن است در آغاز جستجو با این خطا مواجه شوید که Proxy Judge بدرستی کار نمی کند! نگران نشوید و ضمن اینکه خونسردیتان را حفظ میکنید، مرحله 4 را تکرار کرده و Proxy Judge دیگری انتخاب کنید.
لیست پراکسیهای جدیدی که میتوانید از آنها استفاده کنید آماده است. یکی را انتخاب کرده و به صورتی که قبلا شرح داده شد، استفاده کنید.
بعد نوشت|
با تشکر از مانامهر جان که ایراد وارده رو گوش زد کردند:
در IE از منوی Tools می توان Internet Options که سهوا منوی view گفته شده بود.
و بدین وسیله این اشتباه لُپی اصلاح میشود!