تبليغاتX
Arvin's Persian Weblog
جایی برای ثبت گاه‌نوشت‌های آروین ابراهیم‌پور درباره آنچه پیرامونش سر‌می‌زند
| Home | RSS | Email |

طبق معمول هر صبح که سایت های خبری و وبلاگ های بروز شده رو چک می کردم، امروز بیشتر راجع به "حسین قاضیان" و "عباس عبدی" متهمان پرونده نظر سنجی که سه سال است در زندان هستند نوشته بودند. دلیلش هم انتشار نامه قاضیان در روزآنلاین است که به دیوان عالی کشور نوشته است. که همچنان نشان از  بی عدالتی و وخامت اوضاع زندانیان سیاسی دارد.

بی بی سی هم یه مطلب خوب راجه به RSS داشت که لینکش رو تو لینک های روزانه گذاشتنم. خوندنش ضرر نداره.

 

 

لینکنوشت|

»متن نامه قاضیان [اینجا]

»گنجی هنوز هم در اعتصاب قضاست  [اینجا]

»بمب گذاری های لندن؛ کار کار انگلیسیهاست! [اینجا]

» شیرین عبادی هم در لایو8 بوده و ما خبر نداشتیم! [اینجا]

 

نورسیده ی بزرگوار،

هفت خط روزگار،

رند کهنه کار،

پهلوهایش از خوشی برآمده

گرچه خورده

چند دقیقه پیش قوت هفت پهلوان

همچنان گرسنه است!

جای سنگ

دیگ بسته بر شکم!

عجب ریاضتی!

قانع است از جهان

به باغکی و کاخکی

و چند رخش بادپا

زرد و مشکی و سفید

یا به رنگ خون عاشقان!

چه فرق می کند؟!

 

گفت: ای جوان شنیده ام که عاشقی

گفتم: آری ای بزرگوار

 گفت: عشق را در این زمانه خوب می خرند!

به چیزکی، به میزکی!

که بوی صد تنور نان گرم و تازه می دهد!

آی عاشق گرسنه

عشق آب و نان نمی شود!

عشق را به بلخ یا دمشق می توان فروخت!

می توان به آب و نان رسید!

ناگهان تنور غیرتم زبانه ای کشید

سنگ نعره بر سرش زدم

گفتم: آی! کوچک بزرگ!

آی به نرخ روز خورده نان!

عشق را چگونه می توان فروخت؟

یار را چگونه می توان فروخت؟

درد را چگونه می توان ؟

 

آی عاشقان!

من به نرخ روز زندگی نمی کنم!

من خدای را به نرخ روز بندگی نمی کنم!

من به نرخ روز زهر می چشم!

زهر فقط!

من به نرخ روز تازیانه می خورم!

ولی به نرخ روز زندگی نمی کنم!

من به نرخ روز

 نان که هیچ

 آب هم نمی خورم!

 

                           -شاعر فقید، قادر طهماسبی (فرید)-

 

 

Wed 20 Jul 2005

وقتی که ai هنوز خیلی کوچیک بود و سنی نداشت، متخصصینش تمرکز کرده بودند روی سیستم هایی که بتوانند فعالیتهای هوشمندانه انسان رو مدل کنند. که البته در آن موقع کاملا جوگیر شده و هنگامی که پیچیدگی موضوع شدند، توقع خود را از "ساختن انسان" به "تجزیه و تحلیل به بازی های فکری" کاهش دادند!

در زمینه توسعه بازی ها تا حدی به شطرنج پرداخته شد که قدیمی تر ها هوش مصنوعی را با تجزیه و تحلیل بازی شطرنج به خاطر می آوردند. مک کارتی -در پست های قبل اشاره شد- که از بنیانگذاران هوش مصنوعی است این روند –که هوش مصنوعی تا شبیه سازی شطرنج نزول پیداکرده- رو آنقدر ناخوشایند می داند که می گوید:«محدود کردن هوش مصنوعی به شطرنج مانند محدود کردن علم ژنتیک -از زمان داروین تا کنون- به پرورش لوبیاست!»

به هر حال از دستاورد تلاش مهندسین و دانشمندان ai از آغاز به:

-          توسعه سیستم های خبره، در زمینه های پزشکی، دندانپزشکی، تعمیرات ماشین و ...

-          توسعه بازی های هوشمند

-          ایجاد مدل های شناختی از ذهن انسان

-          توسعه سیستم های یادگیری

-          ...

اشاره کرد. دستاوردهایی که برای علمی با کمتر از نیم قرن سابقه قابل قبول است.

 

Tue 19 Jul 2005

در so really قبلی، به دو دلیل مهم آلن تورینگ برای انتخاب ارتباط نوشتاری بجای ارتباط صوتی (رو در رو) اشاره شد. همچنین از دو برنامه Eliza و AIML که قادر به chat کردن اتوماتیک هستند –برای آشنایی بیشتر یک نمونه دیر آشنا مثال می زنم. Yahoo! Helper که همیشه آنلاین هست و آدم دلش خوش میشه اقلا یه نفر ان هست، از این نوع برنامه ها است. پیشنهاد می کنم تستش کنین!- نیز نام برده شد. و گفتیم که تا حالا ai developers(سازندگان ماشین هایی هوشمند)، تست آلن جان رو فقط تو خواب گذروندن.

 

تست تورینگ (2)

 

در این پست ادامه «تست تورینگ» گفته می شود.

این تست دو تا فرض اساسی داره:

1-       اگه ماشینی نایل به گذروندن تست تورینگ شد، دیگر کار تمام است و سازندگانشان باید کلاهشان را بیاندازند در هوا، چون ماشینشون نمونه کامل هوشمندی انسان می باشد.

2-       مهمترین مشخصه هوشمندی توانایی پردازش و درک زبان طبیعی است.

 

نتیجه اخلاقی) اگر ماشینی توانایی پردازش و درک زبان رو داشته باشد، هوشمند است.

 

می دونم که به دقت نخوندین چون اگه به دقت می خوندین یه علامت سوال رو سرتون درست می شد که چرا آلن جان فقط گذراندن این تست متظاهرانه زبانی رو شرط دستیابی به هوشمندی می دونه؟

 

اینکه توانایی درک زبان نشانه هوشمندی است، قدمتی به اندازه تاریخ فلسفه دارد! از نخستین روزهایی که به Episterology (فلسفه) پرداخته شد، زبان همیشه در جایگاه نخست فعالیتهای شناختی قرار داشت. از یونانیان باستان که «لوگوس» رو بعنوان "زبان" و "حقیقت" یکجا بکار بردند، تا فلاسفه امروز که زبان رو خانه وجود می دانند یا ریشه مسایل فلسفی. زبان همیشه شان خودش رو بعنوان "ممتازترین توانایی هوشمندترین موجودات" حفظ کرده است.

تست تورینگ هنوز کمتر از 50 سال است که هوش مصنوعی رو تحت تاثیر قرار داده ولی متخصصین ai فهمیدن که قبل از حل این مساله با شکوه، باید اول مسایل کم اهمیتری مانند درک تصویر و درک صوت را حل کنند. در نتیجه با کمرنگ شدن هدف اصلی، گرایش های جدیدتری در هوش مصنوعی ایجاد شده است.

Sun 17 Jul 2005

جایزه لوبنر در سال 1990 توسط یک ریاضیدان نابغه آمریکایی، "آلن تورینگ"، پایه گذاری شد ولی تقریبا مثل همیشه یک خر پول دیگر "هیو لوبنر" ایده آن را به نام خود ثبت کرد.

این جایزه هوش مصنوعی به نرم افزاری که بهترین مکالمه انسان گونه را داشته باشه، داده می شود.

 مدال طلا و جایزه «100.000 $  » به نرم افزاری می رسد که نصف داورها به زور به خودشون بقبولونن که فکر کرده اند دارند با یه انسان حرف می زنند. مدال نقره و جایزه « 25.000 $ » به نرم افزاری مبتنی بر تن تعلق می گیرد. نهایتا مدال برنز و جایزه «2.000 $  » هم به تازه وارد هایی که ایده خوبی دارند داده می شود.

این جایزه نیویورکی هم از اون جایزه های الکی پلکی نیست که هر کی از قیافه نرم افزار چت کننده (chatter) خوشش اومد، بره بالا جایزه «دهان بلورین» (Golden Mouth) را به طرف بدهد. برای انتخاب برنده یه دوجین داور گردن کلفت می نشینن و با نامزدهای مرحله نهایی چت می کنند. تو رو خدا توجه کنین که این نامزدها نامزد کسی نیستند و فقط واسه دریافت جایزه نامزد شدن!

ادورها تمام زور خودشون رو مزنن تا بفهمند دارن با یه انسان چت می زنن یا به یه نرم افزار. محض اطلاع دوستان عزیز هم خاطر نشان می کنم که افراد هیچ اهمیتی به زن یا مرد بودن طرف مقابل نمی دهند، حداقل تو سایتشون که این جوری گفتن.

 

 

 

لینکنوشت|

»اطلاعات بیشتر: www.loebner.net

 

Sat 16 Jul 2005

هر کی می خواد با کلاشی
سر کلاس نقاشی
پیرهن گلدار نکشیم
خاطره ی یار نکشیم
درخت سرباز نکشیم
بدتر از اون ساز نکشیم
باید بدون عاقبت
دو بال پرواز می کشیم
درای این مدرسه رو
رنگی و دلباز می کشیم
رو کاغذای بی صدا
ساز می کشیم ، ساز می کشیم

 

“A.L.I.C.E” Artificial Intelligence Foundation

حالا هی بگویید خانم ها روابط عمومیشان قوی نیست. منشی خانم، مجری خانم، بازاریاب خانم، گوینده خانم، و دوبلور خانم کم بود حالا «هوش مصنوعی» هم مونث از آب درآمد! با این حساب یکدفعه بگویید ما مردها برویم بیلمان را بزنیم، شما خانم ها هم روابط عمومی تان را قوی کنید.آلیس خانم!

این آبجکتی که در شکل مشاهده می کنید ملکه بلامنازع چت بازهای جهان است. قبل از اینکه مجبور شوید چشم هایتان را درویش کنید خیالتون را با اعلام جمله اخیر راحت می کنم: "آلیس فقط یه شخصیت مجازی است" یا می تونید بگید "آلیس در سرزمین عجایب مجازی!"

در واقع آلیس یکی از ربات های گرافیکی است که برای گفتگو با انسان شبیه سازی شده و مثلا قراره هیچ کس نتواند آنها را از همتایان انسانشون تشخیص دهد.  متاسفانه یا خوشبختانه اغلب این ربات ها در عرصه عمل بدجوری کم می آورن و فقط کسانی که از IQ ملخ برخوردار باشند، ممکن است آنها را با انسان واقعی شبیه بگیرند. ولی در این میدان آلیس رقیبی کاملا قدر است. مثلا اگر جایزه لوبنر* را در نظر بگیریم که فقط چند سالی است برای انتخاب بهترین نرم افزار هوش مصنوعی پایه گذاری شده، متوجه می شویم آلیس خانم سه سال متوالی است این عنوان رو از آن خودش کرده.

طراح آلیس هم یه متخصص آمریکایی است که از سال1995  روی ساختار پاسخ دهی آن کار می کند (یعنی حدود 10 سال) و الان هم ریاست یه موسسه عریض و طویل رو تو آمریکا برعهده داره که در آن ده ها متخصص رو مغز دیجیتالی آلیس کار می کنند.

درسته که رقیب های دماغ سوخته آلیس هرچی فحش بلد بودن نثار داور ها کردن و برای خود آلیس خانم هم نامه فرستادن (از نوع تهدید آمیز منظورمه) ولی در عمل نمی شد شانس زیادی واسه این بیچاره ها قایل شد. چون آلیس علیرغم قیافه خلافش، خیلی کله است و برنامه نویسی پیچیده و رمز آمیزش باعث شده توانایی یادگیری داشته باشد. یعنی آلیس بر خلاف بعضی آدم ها که کلی کلاس می ذارن ولی 4 کلمه نمی تونن حرف بزنن، هر اشتباه کلامی رو فقط یک بار تکرار می کنه و اگر اشتباه اصلاح بشه، بار دومی تو کارش نیست!

 

 

پیوست|

»Learn more: www.alicebot.com

*تعریف «جایزه لوبنر» لینک به پست های بعدی.

 

  

لینکنوشت|

»سایت خود آلیس خانم:  www.alicebot.com

»سایت رقیب آلیس خانم که اتفاقا یه پسر (البته سو تفاهم نشه فقط رقیبه نه رفیق!)  www.jabberwack.com

 

*لینک این سایت رو  تو سمت چپ باکس "هوش مصنوعی"  هم گذاشتم.

 

این پست ادامه سلسله پست های معرفی عمیق «هوش مصنوعی» تحت عناوینSo really, what is AI?   که بمعنی "خوب بالاخره هوش مصنوعی چیه؟" می باشد که چهارمین قسمت از آن سلسله مطالب ذیلا می آید.(بخوانید در زیر می آید) می تونید برای کسب زمینه ذهنی واسه درک بهتر این پست قسمت های قبلی این مبحث رو بخونین. بنفعتون است. از ما گفتن. برای دسترسی به این پست ها از لینکنوشت زیر استفاده کنید.

 

تست تورینگ(1)

هوش مصنوعی به خودی خودی علمی است کاملا جوان. در واقع بسیاری شروع هوش مصنوعی را  1950 میدانند زمانی که «آلن تورینگ» مقاله دوران ساز خود را در باب چگونگی ساخت ماشین هوشمند نوشت. (آنچه بعدها به تست تورینگ مشهور شد) تورینگ در آن مفاله یک روش را برای تشخیص هوشمندی پیشنهاد می کرد. این روش بیشتر به یک بازی شبیه بود.

" فرض کنید شما در یک سمت یک دیوار (پرده یا مانع) هستید و بصورت تله تایپ با آن سوی دیوار ارتباط دارید و شخصی از آن سوی دیوار از این طریق با شما در تماس است. طبیعتا یک مکالمه بین شما و شخص آن سوی دیوار می تواند صورت پذیرد. حال اگر پس از پایان این مکالمه، به شما گفته شود که آن سوی دیوار نه یک شخص (شما کاملا از هویت شخص آن سوی دیوار بیخبرید) بلکه یک ماشین بوده که پاسخ می داده، آن ماشین یک ماشین هوشمند خواهد بود در غیر اینصورت (یعنی در صورتی که شما در وسط مکالمه به مصنوعی بودن پاسخ ها پی ببرید) ماشین آن سوی دیوار هوشمند نیست و موفق به گذراندن تست تورینگ نشده است."

باید دقت کرد که تورینگ به دو دلیل کاملا مهم این نوع از ارتباط (ارتباط متنی بجای صورت) زا انتخاب کرد.

یک|اینکه موضوع ادراکی صورت را کاملا از صورت مساله حذف کند. و این تست هوشمندی را درگیر مباحث مربوط به دریافت و پردازش صورت نکند.

دو|بر جهت دیگر، هوش مصنوعی به سمت نوعی از پردازش زبان تاکید کند.

 

در هر حال هرچند تا کنون تلاش هایی در جهت پیاده سازی تست تورینگ صورت گرفته مانند برنامه Eliza و با A.I.M.L

( :Artificial Intelligence Markup Languageزبانی برای نوشتن برنامه هایی که قادر به chat کردن اتوماتیک باشند.) اما هنوز هیچ ماشینی موفق به گذر از چنین تستی نشده است.

 

 

پینوشت|

آره! درسته! شما هم مثل من یاد چت کردن افتادید. پس اندر باب تعریف "چتینگ":

یکی بود، یکی نبود.  در روزگاران قدیم چت کردن ابزاری بود برای گفتگوی تمدن ها، کم کردن فاصله ها، انفجار اطلاعات، برداشتن مرزهای فیزیکی و هزاران هزار قند و عسل دیگر. ولی الان این ابزار تبدیل شده به خنجری برای زخم کردن به قلب های عاشق پیشه، نقابی برای خالی بستن مضاعف، کلنگی برای فحش دادن به دیگران و کمک به اشتغال زایی با سرو کا گذاشتن علاف ها!

البته با این تعریف جامع از چت کردن نه تنها به "یاهو مسنجر " وام خود اشتغالی نمی دهند بلکه بزودی باید شاهد بر چیده شدن مسنجر ها هم باشیم.

 

 

لینکنوشت|

»سایت ریاضیدان تورینگ : www.turning.org.uk/turning

»قسمت های قبلی  So really?:(3)  (2)  (1)    

حمايت مدني، حقوقي و عاطفي از نوشي و جوجه‌هايش

 

اين روزها مساله‌ي نوشی بسيار در اينترنت سر و صدا به پا كرد و البته تا حدودي هم به حق بود. به هر حال اينكه يك مادر از اينترنت استفاده كرده تا مشكلات خودش و هزاران نفر مثل خودش را مطرح كند و به گوش ديگران برساند، كار زيبايي است. من هم حمايت مي‌كنم چون انتظار دارم در چنين مواردي وقتي حركات دسته‌جمعي وبلاگي اتفاق مي‌افتد، ديگران هم از من حمايت كنند. اگر در اين موارد ما همديگر را تنها بگذاريم، مي‌توانيم مطمئن باشيم كه شهرت وبلاگستان فارسي در جهان، بي دليل بوده و تنها از روي هياهو و جوهاي موضعي شكل گرفته است.

 

تنها کاری که از دستمون بر میاد فقط لینک دادن و به انتظار نشستنه.

Tue 12 Jul 2005

اون درخت سر بلند پر غرور

 که داره سرش به خورشید می رسه منم منم

اون درخت تن سپرده به تبر که واسه پرنده ها دلواپسه منم منم

رو تنش زخم ولی زخم تبر

نه یه قلب تیر خورده نه یه اسم

من صدای سبز خاک سربیم

صدايي كه توي بهتِ شبِ دشت

نعره ای نیست ولی اوج یک صداست

 

 

 

The American Association for Artificial Intelligence

 

در سال 1979 تاسیس شد. انجمن هوش مصنوعی آمریکا (aaai) یک جامعه علمی غیرانتفایی است که به منظور تسریع در روند تحقیقات پیشرفته درباره مکانیسم "چگونگی تفکر و رفتار هوشمندانه" و به کار گیری آن ها در ماشین فعالیت خود را آغاز کرد.

 

aaai همچنین با هدف بالابردن شناخت هوش مصنوعی برای عموم، تعلیم و تربیت افراد متخصص در این زمینه، فراهم کردن بستر مساعد برای تحقیق، پژوهش و سرمایه گذاری، تبیین اهمیت ارتقا و اعتلای ai و خط مشی های آینده بنیانگذاری شد.

 

عمده فعالیتهای aaai مدیریت و ساپورت کنفرانس ها، سمپوزیوم ها، کارگاه های آموزشی، انتشار فصلنامه برای اعضا، انتشار کتب، اقدامات و گزارشات، و اعتای جوایز، بورس و افتخارات دیگر می باشد.

 

 

 

منبع: aaai.org

برگردان: آروین

 

*لینک این سایت مرجع رو  تو سمت چپ باکس "هوش مصنوعی"  هم گذاشتم.

 

موج: در كنفرانس هوش مصنوعى و سرگرمى الكترونيكى كه چند هفته قبل در شمال كاليفرنيا برگزار شد، يك صد و بيست تن از طراحان و سازندگان بازى هاى كامپيوترى و پژوهشگران دانشگاهى گرد هم آمدند تا از آخرين پديده ها در بهره گيرى از تكنولوژى هوش مصنوعى در نسل جديدى از بازى هاى كامپيوترى آگاهى يابند. در بازى هاى جديد، از تكنولوژى هوش مصنوعى براى پيچيده تر كردن شخصيت ها و قصه ها و دادن امكانات و گزينه هاى بيشتر به كاربر استفاده مى شود. در يك بازى نمونه حرف ها و حركات و تصميم هاى شخصيت هاى مجازى بازى كه طرفين يك طلاق هستند، با جملاتى كه كاربر خطاب به يك يا هر دو آنها به عنوان مشاور و دوست خانوادگى تايپ مى زند، تغيير مى كند.در كنفرانس هوش مصنوعى و سرگرمى هاى الكترونيكى از جمله آخرين پديده ها كه به نمايش گذاشته شد، بازى كوتاهى بود به نام فاساد، يا نماى بيرون كه در آن بازيكن مى تواند با تايپ كردن جملاتى به انگليسى به زن و شوهر مجازى كه در آستانه طلاق قرار گرفته اند، مشاوره بدهد و ميانجيگرى كند. شخصيت هاى مجازى با استفاده از تكنولوژى هوش مصنوعى طورى برنامه ريزى شده اند كه مى تواند نسبت به عبارات تايپ شده توسط كاربر، واكنش هاى عاطفى پيچيده نشان دهند. اين بازى و نظاير آن امكانات بازى  هاى كامپيوترى آينده را به نمايش مى گذارد كه در آنها كاربر مى تواند علاوه بر كنترل صحنه هاى كشت و كشتار و انفجار و نظاير آن با آدم هاى بازى بده بستان داشته باشد و داخل داستان هايى بشود. اين بازى ها، بازى كامپيوترى را به حيطه دراما و نمايش داستانى وارد مى كنند و فرصت هاى جديدى ايجاد مى كنند براى خلاقيت، در فراسوى صحنه هاى جنگ و گريز و انفجار و خونريزى كه اين روزها سازندگان بازى ها براى طبيعى تر جلوه دادن آنها با هم رقابت مى كنند. اين لى ن دى ويس يكى از برگزاركنندگان و رئيس شركت Mad Doc Software توليدكننده بازى موفق Empire Earth در مصاحبه با نيويورك تايمز گفت: «تا حالا بازى هاى كامپيوترى را به خاطر طراحى و جنبه هاى بصرى و گرافيك داورى مى كردند اما آنچه به زودى وجه تمايز بازى ها خواهد بود، درون شخصيت هاست.» وى مى افزايد بازيكن ها هم خواهان كنترل بيشتر و انتخاب هاى بيشتر هستند و همه اينها لزوم استفاده از تكنولوژى هوش مصنوعى را مطرح ساخته است. از هوش مصنوعى در حال حاضر براى كنترل ترافيك هوايى يا دستگاه هاى جاروبرقى و ده ها كالاى ديگر استفاده مى شود و يك رشته از توسعه آن در ترجمه اتوماتيك از زبانى به زبان ديگر است. يك برنامه نويس هوش مصنوعى جف اركين از شركت Monolith Production مى گويد در جهان پيچيده كه شمار كثيرى كنش و واكنش وجود دارد، ديگر برنامه نويسى به صورت خطى كارآمد نيست. وى مى گويد به جاى اينكه براى يك شخصيت كامپيوترى از قبل برنامه بنويسيم كه هر لحظه چه كار كند، حالا يك سرى هدف و يك سرى وسيله به او مى دهيم، كه خودش اقدام بعدى را براساس داده هاى موجود انتخاب كند.

 

باطبی برای بلند کردن يک پيراهن خونين ابتدا به اعدام و سپس به حبس سنگين محکوم شد و هنوز در زندان است

در ششمين سالگرد 18 تيرماه، بساط آزادي آنچنان جمع شده است كه ديگر اجازه هيچ برنامه اي و مراسمي براي  يادبود 18 تير ماه داده نمي شود و سركوب تنها پاسخ اعتراض است. مي خواهند با حذف 18 تير ماه از صفحه تاريخ مكتوب، ياد 18 تير ماه را از خاطره ها محو كنند، غافل از آنكه نسلي از جوانان حافظ آزاديخواهان  18 تيرماه خواهد بود و سرانجام از خاكستر كهنه زخم 18 تيرماه،  ققنوس آزادي به پرواز در خواهد آمد.

 

بیانیه شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به مناسبت سالگرد ١٨ تیر:

"تاريخ اين مرز و بوم مشحون از روزهايي است كه مردان وزنان سوزان اين سرزمين را به خواندن دردناك ترين سرود هايشان وا داشته است. گاه شاهان و كاتوزيان وطن را بهانه كرده اند خون مردمان ريخته اند  زندگييشان را سخت گرفته و روزگار بر ايشان تيره نموده اند. و گاه پيران و شيخان به نام دين خدا تدبير به فراموشي  سپرده اند آزار خلق خدا  كرده اند و حكمت و معيشت بر مردمان تنگ نموده اند.

در بامداد 18 تير78، گسترده ترين و سبعانه ترين حمله به دانشجويان بي پناهي صورت گرفت كه گناهشان انديشيدن و انتقاد بود. از سوي ديگر فقدان ارزش واعتبار دانشجو و دانشگاه را در بخش هاي مسلط قدرت نمايان مي ساخت.

امسال در حالي 18 تير ماه فرا ميرسد و دانشجويان باز هم از بزرگداشت آن باز مي مانند كه بيش از هر زمان ديگري ماهيت 18 تير بر همگان آشكار گرديده است. كاروان خشونت گروه هاي لمپن شهري كه سالياني است آزار شهروندان پيشه كرده اند، رخت خويش بر زمين افكنده و رسما و علنا بساط بر نهاد هاي اصلي تصميم گيري و قدرت  گسترده اند.

ما چنين روز هايي را از ياد نخواهيم برد چنان كه پيش از اين نيز گفته ايم اگر بساط آزادي و دموكراسي را نيزكامل برچينند و اگر دهان ها بدوزند وسر ها به دارها بياويزند و اگر مال و ناموسمان به ديگران بسپارند كه چند صباحي بيشتر بر سرير قدرت اقامت گزينند می توان بخشید اما شلاق شداد زمان، کهنه زخم 18 تیر، بازداشت و ربودن دوستانمان، شکنجه و ضرب و شتم دانشجویان این مرز و بوم، کشته شدن عزت ابراهیم نژاد و روانهای آزرده و قلمهای شکسته را نمی توان فراموش کرد ”. [ادامه]

 

 

و در پایان، چند نظر:

"در پی شکست پروژه اصلاحات دولتی يا به قولی اصلاحات در چارچوب قانون اساسی، همه نيروهايی که بعد از خرداد هفتاد و شش با يک پيوند ضعيف به هم متصل بودند از نيروهای ملی مذهبی، دانشجويان، اصلاح طلبهای مشارکت و مجاهدين اسلامی، روحانيون مبارز گرفته تا بعضی از اپوزيسيون خارج از کشور به تدريج از هم پاشيده شدند. در انتخابات اخير حتی اصلاحگرايان دولتی (مشارکتيها و روحانيون) مايل به ائتلاف نبودند. در چنين شرايطی در بين دانشجويان هم سرخوردگی ناشی از وقايع تير ۷۸ و خرداد ۸۲ باعث شد گروهی با تشکيل دفتر تحکيم دموکراسی از اصلاح طلبی دولتی عبور کرده و خواستار رفراندوم و جمهوری دموکراتيک شوند. گروهی هنوز در راستای دفتر تحکيم وحدت عمل می کنند که خود دچار تفرقه است، هر چند انتخابات را تحريم می کنند ولی اثرگذاری آنها در بين دانشجويان از سالهای اوليه اصلاحات کمتر شده است. گروه سوم جنبش دانشجويی مانند بسيج يا جامعه اسلامی با نرخ جذب ثابت ولی مانند همتايان بيرونی خود با برنامه و هدف حفظ وضع موجود و توجيه سياستهای نظام فعاليت می کنند. قشر وسيعی از دانشجويان فارغ از اين جناح بنديهای سياسی به لحاظ نرخ بالای بيکاری در ايران فقط در پی گذران واحدها و پروژه ها ايام می گذرانند. اينان مانند اکثريت خاموش ايران نه بدنبال تحولی عظيم در نظام که به آزادی متعادل و متناسب با فرهنگ ايران در عين حال وضعيت معيشتی (اقتصادی) مناسب راضی و علاقه مند هستند. و باز مانند اکثريت خاموش فارغ از بازيهای سياسی چپ و راست، چون خالی از هرگونه سلاح برای رسيدن به هدف خود هستند چشم به مناظرات و مناقشات درون حکومت دارند تا شايد فرجی حاصل شود. جنبش دانشجويی هم برکنار از ديگر لايه های جامعه نيست و اکنون تقريبا ناظر ساکت حکومت است. حکومتی که اکنون کاملا يکدست و سرمست از بيرون راندن همه رقبای درونی است. به نظر می آيد جنبش دانشجويی مثل بقيه اصلاح طلبان در يک حالت خوف و رجا بسر می برد، شايد از شتاب و شوق اوليه شان کم شده باشد. ولی بدين معنی نيست که "برای هميشه فروپاشيده" هست. می توان آن را به جبهه ملی دهه ۳۰ تشبيه کرد. شايد چند سال ديگر از درون اين جنبش چيزی شبيه نهضت آزادی يا سازمانهای چريکی بدنيا بيايد. "

 

"پس از ۱۸ تير رژيم ايران به خوبی از خطر جنبش دانشجويی آگاهی يافت و با برنامه ای کاملا حساب شده در صدد کم رنگ کردن جنبش های سياسی - دانشجويی بر آمد. حکومت با تزريق آزادی های کاذب در جامعه دانشجويی سعی نمود دانشگاه را از حالت نخبه پروری خارج کرده و دانشجويان را نيز چون عوام غرق در فساد کند. (به ژست های اسلام گرايانه توجه نکنيد و ببينيد که در عمل چگونه به رشد فساد در دانشگاه دامن می زنند چون دريافته اند بايد فکر دانشجو را از سياست دور کرد تا بتوان با آرامش بيشتری حکومت کرد). مغزهای روشنفکری ما اينک به خوشی های زود گذر دل بسته و دوست ندارند چون گذشته، خود را در زندان ببينند و ديگر حوصله جنگهای سياسی را ندارند. اما من ايمان دارم که با روشی که دفتر تحکيم وحدت در پيش گرفته، اميد دوباره به کاروان دانشجويی باز خواهد گشت."

 

پژوهشگران ایرانی موفق به ساخت ربات انسان نمایی شدند که در سیستم تعادلی آن برای نخستین بار از شبیه سازی کارکرد تعادلی مایع مخلوط گوش انسان الهام گرفته شده است . پرهام  حسینی  دانشجوی مکانیک دانشگاه آزاد کرمان و از طراحان این ربات گفت :این ربات که از نوع  انسان نمای فوتبالیست است به دلیل ویژگیها و قابلیتهای برتر از جمله سیستم تعادلی ویژه آن در مسابقات بین المللی اختراعات و ابداعات و تکنولوژی های  جدید در کشور بلژیک  موفق