تبليغاتX
Arvin's Persian Weblog
جایی برای ثبت گاه‌نوشت‌های آروین ابراهیم‌پور درباره آنچه پیرامونش سر‌می‌زند
| Home | RSS | Email |

طبق معمول هر صبح که سایت های خبری و وبلاگ های بروز شده رو چک می کردم، امروز بیشتر راجع به "حسین قاضیان" و "عباس عبدی" متهمان پرونده نظر سنجی که سه سال است در زندان هستند نوشته بودند. دلیلش هم انتشار نامه قاضیان در روزآنلاین است که به دیوان عالی کشور نوشته است. که همچنان نشان از  بی عدالتی و وخامت اوضاع زندانیان سیاسی دارد.

بی بی سی هم یه مطلب خوب راجه به RSS داشت که لینکش رو تو لینک های روزانه گذاشتنم. خوندنش ضرر نداره.

 

 

لینکنوشت|

»متن نامه قاضیان [اینجا]

»گنجی هنوز هم در اعتصاب قضاست  [اینجا]

»بمب گذاری های لندن؛ کار کار انگلیسیهاست! [اینجا]

» شیرین عبادی هم در لایو8 بوده و ما خبر نداشتیم! [اینجا]

 

نورسیده ی بزرگوار،

هفت خط روزگار،

رند کهنه کار،

پهلوهایش از خوشی برآمده

گرچه خورده

چند دقیقه پیش قوت هفت پهلوان

همچنان گرسنه است!

جای سنگ

دیگ بسته بر شکم!

عجب ریاضتی!

قانع است از جهان

به باغکی و کاخکی

و چند رخش بادپا

زرد و مشکی و سفید

یا به رنگ خون عاشقان!

چه فرق می کند؟!

 

گفت: ای جوان شنیده ام که عاشقی

گفتم: آری ای بزرگوار

 گفت: عشق را در این زمانه خوب می خرند!

به چیزکی، به میزکی!

که بوی صد تنور نان گرم و تازه می دهد!

آی عاشق گرسنه

عشق آب و نان نمی شود!

عشق را به بلخ یا دمشق می توان فروخت!

می توان به آب و نان رسید!

ناگهان تنور غیرتم زبانه ای کشید

سنگ نعره بر سرش زدم

گفتم: آی! کوچک بزرگ!

آی به نرخ روز خورده نان!

عشق را چگونه می توان فروخت؟

یار را چگونه می توان فروخت؟

درد را چگونه می توان ؟

 

آی عاشقان!

من به نرخ روز زندگی نمی کنم!

من خدای را به نرخ روز بندگی نمی کنم!

من به نرخ روز زهر می چشم!

زهر فقط!

من به نرخ روز تازیانه می خورم!

ولی به نرخ روز زندگی نمی کنم!

من به نرخ روز

 نان که هیچ

 آب هم نمی خورم!

 

                           -شاعر فقید، قادر طهماسبی (فرید)-

 

 

Wed 20 Jul 2005

وقتی که ai هنوز خیلی کوچیک بود و سنی نداشت، متخصصینش تمرکز کرده بودند روی سیستم هایی که بتوانند فعالیتهای هوشمندانه انسان رو مدل کنند. که البته در آن موقع کاملا جوگیر شده و هنگامی که پیچیدگی موضوع شدند، توقع خود را از "ساختن انسان" به "تجزیه و تحلیل به بازی های فکری" کاهش دادند!

در زمینه توسعه بازی ها تا حدی به شطرنج پرداخته شد که قدیمی تر ها هوش مصنوعی را با تجزیه و تحلیل بازی شطرنج به خاطر می آوردند. مک کارتی -در پست های قبل اشاره شد- که از بنیانگذاران هوش مصنوعی است این روند –که هوش مصنوعی تا شبیه سازی شطرنج نزول پیداکرده- رو آنقدر ناخوشایند می داند که می گوید:«محدود کردن هوش مصنوعی به شطرنج مانند محدود کردن علم ژنتیک -از زمان داروین تا کنون- به پرورش لوبیاست!»

به هر حال از دستاورد تلاش مهندسین و دانشمندان ai از آغاز به:

-          توسعه سیستم های خبره، در زمینه های پزشکی، دندانپزشکی، تعمیرات ماشین و ...

-          توسعه بازی های هوشمند

-          ایجاد مدل های شناختی از ذهن انسان

-          توسعه سیستم های یادگیری

-          ...

اشاره کرد. دستاوردهایی که برای علمی با کمتر از نیم قرن سابقه قابل قبول است.

 

Tue 19 Jul 2005

در so really قبلی، به دو دلیل مهم آلن تورینگ برای انتخاب ارتباط نوشتاری بجای ارتباط صوتی (رو در رو) اشاره شد. همچنین از دو برنامه Eliza و AIML که قادر به chat کردن اتوماتیک هستند –برای آشنایی بیشتر یک نمونه دیر آشنا مثال می زنم. Yahoo! Helper که همیشه آنلاین هست و آدم دلش خوش میشه اقلا یه نفر ان هست، از این نوع برنامه ها است. پیشنهاد می کنم تستش کنین!- نیز نام برده شد. و گفتیم که تا حالا ai developers(سازندگان ماشین هایی هوشمند)، تست آلن جان رو فقط تو خواب گذروندن.

 

تست تورینگ (2)

 

در این پست ادامه «تست تورینگ» گفته می شود.

این تست دو تا فرض اساسی داره:

1-       اگه ماشینی نایل به گذروندن تست تورینگ شد، دیگر کار تمام است و سازندگانشان باید کلاهشان را بیاندازند در هوا، چون ماشینشون نمونه کامل هوشمندی انسان می باشد.

2-       مهمترین مشخصه هوشمندی توانایی پردازش و درک زبان طبیعی است.

 

نتیجه اخلاقی) اگر ماشینی توانایی پردازش و درک زبان رو داشته باشد، هوشمند است.

 

می دونم که به دقت نخوندین چون اگه به دقت می خوندین یه علامت سوال رو سرتون درست می شد که چرا آلن جان فقط گذراندن این تست متظاهرانه زبانی رو شرط دستیابی به هوشمندی می دونه؟

 

اینکه توانایی درک زبان نشانه هوشمندی است، قدمتی به اندازه تاریخ فلسفه دارد! از نخستین روزهایی که به Episterology (فلسفه) پرداخته شد، زبان همیشه در جایگاه نخست فعالیتهای شناختی قرار داشت. از یونانیان باستان که «لوگوس» رو بعنوان "زبان" و "حقیقت" یکجا بکار بردند، تا فلاسفه امروز که زبان رو خانه وجود می دانند یا ریشه مسایل فلسفی. زبان همیشه شان خودش رو بعنوان "ممتازترین توانایی هوشمندترین موجودات" حفظ کرده است.

تست تورینگ هنوز کمتر از 50 سال است که هوش مصنوعی رو تحت تاثیر قرار داده ولی متخصصین ai فهمیدن که قبل از حل این مساله با شکوه، باید اول مسایل کم اهمیتری مانند درک تصویر و درک صوت را حل کنند. در نتیجه با کمرنگ شدن هدف اصلی، گرایش های جدیدتری در هوش مصنوعی ایجاد شده است.

Sun 17 Jul 2005

جایزه لوبنر در سال 1990 توسط یک ریاضیدان نابغه آمریکایی، "آلن تورینگ"، پایه گذاری شد ولی تقریبا مثل همیشه یک خر پول دیگر "هیو لوبنر" ایده آن را به نام خود ثبت کرد.

این جایزه هوش مصنوعی به نرم افزاری که بهترین مکالمه انسان گونه را داشته باشه، داده می شود.

 مدال طلا و جایزه «100.000 $  » به نرم افزاری می رسد که نصف داورها به زور به خودشون بقبولونن که فکر کرده اند دارند با یه انسان حرف می زنند. مدال نقره و جایزه « 25.000 $ » به نرم افزاری مبتنی بر تن تعلق می گیرد. نهایتا مدال برنز و جایزه «2.000 $  » هم به تازه وارد هایی که ایده خوبی دارند داده می شود.

این جایزه نیویورکی هم از اون جایزه های الکی پلکی نیست که هر کی از قیافه نرم افزار چت کننده (chatter) خوشش اومد، بره بالا جایزه «دهان بلورین» (Golden Mouth) را به طرف بدهد. برای انتخاب برنده یه دوجین داور گردن کلفت می نشینن و با نامزدهای مرحله نهایی چت می کنند. تو رو خدا توجه کنین که این نامزدها نامزد کسی نیستند و فقط واسه دریافت جایزه نامزد شدن!

ادورها تمام زور خودشون رو مزنن تا بفهمند دارن با یه انسان چت می زنن یا به یه نرم افزار. محض اطلاع دوستان عزیز هم خاطر نشان می کنم که افراد هیچ اهمیتی به زن یا مرد بودن طرف مقابل نمی دهند، حداقل تو سایتشون که این جوری گفتن.

 

 

 

لینکنوشت|

»اطلاعات بیشتر: www.loebner.net

 

Sat 16 Jul 2005

هر کی می خواد با کلاشی
سر کلاس نقاشی
پیرهن گلدار نکشیم
خاطره ی یار نکشیم
درخت سرباز نکشیم
بدتر از اون ساز نکشیم
باید بدون عاقبت
دو بال پرواز می کشیم
درای این مدرسه رو
رنگی و دلباز می کشیم
رو کاغذای بی صدا
ساز می کشیم ، ساز می کشیم

 

“A.L.I.C.E” Artificial Intelligence Foundation

حالا هی بگویید خانم ها روابط عمومیشان قوی نیست. منشی خانم، مجری خانم، بازاریاب خانم، گوینده خانم، و دوبلور خانم کم بود حالا «هوش مصنوعی» هم مونث از آب درآمد! با این حساب یکدفعه بگویید ما مردها برویم بیلمان را بزنیم، شما خانم ها هم روابط عمومی تان را قوی کنید.آلیس خانم!

این آبجکتی که در شکل مشاهده می کنید ملکه بلامنازع چت بازهای جهان است. قبل از اینکه مجبور شوید چشم هایتان را درویش کنید خیالتون را با اعلام جمله اخیر راحت می کنم: "آلیس فقط یه شخصیت مجازی است" یا می تونید بگید "آلیس در سرزمین عجایب مجازی!"

در واقع آلیس یکی از ربات های گرافیکی است که برای گفتگو با انسان شبیه سازی شده و مثلا قراره هیچ کس نتواند آنها را از همتایان انسانشون تشخیص دهد.  متاسفانه یا خوشبختانه اغلب این ربات ها در عرصه عمل بدجوری کم می آورن و فقط کسانی که از IQ ملخ برخوردار باشند، ممکن است آنها را با انسان واقعی شبیه بگیرند. ولی در این میدان آلیس رقیبی کاملا قدر است. مثلا اگر جایزه لوبنر* را در نظر بگیریم که فقط چند سالی است برای انتخاب بهترین نرم افزار هوش مصنوعی پایه گذاری شده، متوجه می شویم آلیس خانم سه سال متوالی است این عنوان رو از آن خودش کرده.

طراح آلیس هم یه متخصص آمریکایی است که از سال1995  روی ساختار پاسخ دهی آن کار می کند (یعنی حدود 10 سال) و الان هم ریاست یه موسسه عریض و طویل رو تو آمریکا برعهده داره که در آن ده ها متخصص رو مغز دیجیتالی آلیس کار می کنند.

درسته که رقیب های دماغ سوخته آلیس هرچی فحش بلد بودن نثار داور ها کردن و برای خود آلیس خانم هم نامه فرستادن (از نوع تهدید آمیز منظورمه) ولی در عمل نمی شد شانس زیادی واسه این بیچاره ها قایل شد. چون آلیس علیرغم قیافه خلافش، خیلی کله است و برنامه نویسی پیچیده و رمز آمیزش باعث شده توانایی یادگیری داشته باشد. یعنی آلیس بر خلاف بعضی آدم ها که کلی کلاس می ذارن ولی 4 کلمه نمی تونن حرف بزنن، هر اشتباه کلامی رو فقط یک بار تکرار می کنه و اگر اشتباه اصلاح بشه، بار دومی تو کارش نیست!

 

 

پیوست|

»Learn more: www.alicebot.com

*تعریف «جایزه لوبنر» لینک به پست های بعدی.

 

  

لینکنوشت|

»سایت خود آلیس خانم:  www.alicebot.com

»سایت رقیب آلیس خانم که اتفاقا یه پسر (البته سو تفاهم نشه فقط رقیبه نه رفیق!)  www.jabberwack.com

 

*لینک این سایت رو  تو سمت چپ باکس "هوش مصنوعی"  هم گذاشتم.

 

این پست ادامه سلسله پست های معرفی عمیق «هوش مصنوعی» تحت عناوینSo really, what is AI?   که بمعنی "خوب بالاخره هوش مصنوعی چیه؟" می باشد که چهارمین قسمت از آن سلسله مطالب ذیلا می آید.(بخوانید در زیر می آید) می تونید برای کسب زمینه ذهنی واسه درک بهتر این پست قسمت های قبلی این مبحث رو بخونین. بنفعتون است. از ما گفتن. برای دسترسی به این پست ها از لینکنوشت زیر استفاده کنید.

 

تست تورینگ(1)

هوش مصنوعی به خودی خودی علمی است کاملا جوان. در واقع بسیاری شروع هوش مصنوعی را  1950 میدانند زمانی که «آلن تورینگ» مقاله دوران ساز خود را در باب چگونگی ساخت ماشین هوشمند نوشت. (آنچه بعدها به تست تورینگ مشهور شد) تورینگ در آن مفاله یک روش را برای تشخیص هوشمندی پیشنهاد می کرد. این روش بیشتر به یک بازی شبیه بود.

" فرض کنید شما در یک سمت یک دیوار (پرده یا مانع) هستید و بصورت تله تایپ با آن سوی دیوار ارتباط دارید و شخصی از آن سوی دیوار از این طریق با شما در تماس است. طبیعتا یک مکالمه بین شما و شخص آن سوی دیوار می تواند صورت پذیرد. حال اگر پس از پایان این مکالمه، به شما گفته شود که آن سوی دیوار نه یک شخص (شما کاملا از هویت شخص آن سوی دیوار بیخبرید) بلکه یک ماشین بوده که پاسخ می داده، آن ماشین یک ماشین هوشمند خواهد بود در غیر اینصورت (یعنی در صورتی که شما در وسط مکالمه به مصنوعی بودن پاسخ ها پی ببرید) ماشین آن سوی دیوار هوشمند نیست و موفق به گذراندن تست تورینگ نشده است."

باید دقت کرد که تورینگ به دو دلیل کاملا مهم این نوع از ارتباط (ارتباط متنی بجای صورت) زا انتخاب کرد.

یک|اینکه موضوع ادراکی صورت را کاملا از صورت مساله حذف کند. و این تست هوشمندی را درگیر مباحث مربوط به دریافت و پردازش صورت نکند.

دو|بر جهت دیگر، هوش مصنوعی به سمت نوعی از پردازش زبان تاکید کند.

 

در هر حال هرچند تا کنون تلاش هایی در جهت پیاده سازی تست تورینگ صورت گرفته مانند برنامه Eliza و با A.I.M.L

( :Artificial Intelligence Markup Languageزبانی برای نوشتن برنامه هایی که قادر به chat کردن اتوماتیک باشند.) اما هنوز هیچ ماشینی موفق به گذر از چنین تستی نشده است.

 

 

پینوشت|

آره! درسته! شما هم مثل من یاد چت کردن افتادید. پس اندر باب تعریف "چتینگ":

یکی بود، یکی نبود.  در روزگاران قدیم چت کردن ابزاری بود برای گفتگوی تمدن ها، کم کردن فاصله ها، انفجار اطلاعات، برداشتن مرزهای فیزیکی و هزاران هزار قند و عسل دیگر. ولی الان این ابزار تبدیل شده به خنجری برای زخم کردن به قلب های عاشق پیشه، نقابی برای خالی بستن مضاعف، کلنگی برای فحش دادن به دیگران و کمک به اشتغال زایی با سرو کا گذاشتن علاف ها!

البته با این تعریف جامع از چت کردن نه تنها به "یاهو مسنجر " وام خود اشتغالی نمی دهند بلکه بزودی باید شاهد بر چیده شدن مسنجر ها هم باشیم.

 

 

لینکنوشت|

»سایت ریاضیدان تورینگ : www.turning.org.uk/turning

»قسمت های قبلی  So really?:(3)  (2)  (1)    

حمايت مدني، حقوقي و عاطفي از نوشي و جوجه‌هايش

 

اين روزها مساله‌ي نوشی بسيار در اينترنت سر و صدا به پا كرد و البته تا حدودي هم به حق بود. به هر حال اينكه يك مادر از اينترنت استفاده كرده تا مشكلات خودش و هزاران نفر مثل خودش را مطرح كند و به گوش ديگران برساند، كار زيبايي است. من هم حمايت مي‌كنم چون انتظار دارم در چنين مواردي وقتي حركات دسته‌جمعي وبلاگي اتفاق مي‌افتد، ديگران هم از من حمايت كنند. اگر در اين موارد ما همديگر را تنها بگذاريم، مي‌توانيم مطمئن باشيم كه شهرت وبلاگستان فارسي در جهان، بي دليل بوده و تنها از روي هياهو و جوهاي موضعي شكل گرفته است.

 

تنها کاری که از دستمون بر میاد فقط لینک دادن و به انتظار نشستنه.

Tue 12 Jul 2005

اون درخت سر بلند پر غرور

 که داره سرش به خورشید می رسه منم منم

اون درخت تن سپرده به تبر که واسه پرنده ها دلواپسه منم منم

رو تنش زخم ولی زخم تبر

نه یه قلب تیر خورده نه یه اسم

من صدای سبز خاک سربیم

صدايي كه توي بهتِ شبِ دشت

نعره ای نیست ولی اوج یک صداست

 

 

 

The American Association for Artificial Intelligence

 

در سال 1979 تاسیس شد. انجمن هوش مصنوعی آمریکا (aaai) یک جامعه علمی غیرانتفایی است که به منظور تسریع در روند تحقیقات پیشرفته درباره مکانیسم "چگونگی تفکر و رفتار هوشمندانه" و به کار گیری آن ها در ماشین فعالیت خود را آغاز کرد.

 

aaai همچنین با هدف بالابردن شناخت هوش مصنوعی برای عموم، تعلیم و تربیت افراد متخصص در این زمینه، فراهم کردن بستر مساعد برای تحقیق، پژوهش و سرمایه گذاری، تبیین اهمیت ارتقا و اعتلای ai و خط مشی های آینده بنیانگذاری شد.

 

عمده فعالیتهای aaai مدیریت و ساپورت کنفرانس ها، سمپوزیوم ها، کارگاه های آموزشی، انتشار فصلنامه برای اعضا، انتشار کتب، اقدامات و گزارشات، و اعتای جوایز، بورس و افتخارات دیگر می باشد.

 

 

 

منبع: aaai.org

برگردان: آروین

 

*لینک این سایت مرجع رو  تو سمت چپ باکس "هوش مصنوعی"  هم گذاشتم.

 

موج: در كنفرانس هوش مصنوعى و سرگرمى الكترونيكى كه چند هفته قبل در شمال كاليفرنيا برگزار شد، يك صد و بيست تن از طراحان و سازندگان بازى هاى كامپيوترى و پژوهشگران دانشگاهى گرد هم آمدند تا از آخرين پديده ها در بهره گيرى از تكنولوژى هوش مصنوعى در نسل جديدى از بازى هاى كامپيوترى آگاهى يابند. در بازى هاى جديد، از تكنولوژى هوش مصنوعى براى پيچيده تر كردن شخصيت ها و قصه ها و دادن امكانات و گزينه هاى بيشتر به كاربر استفاده مى شود. در يك بازى نمونه حرف ها و حركات و تصميم هاى شخصيت هاى مجازى بازى كه طرفين يك طلاق هستند، با جملاتى كه كاربر خطاب به يك يا هر دو آنها به عنوان مشاور و دوست خانوادگى تايپ مى زند، تغيير مى كند.در كنفرانس هوش مصنوعى و سرگرمى هاى الكترونيكى از جمله آخرين پديده ها كه به نمايش گذاشته شد، بازى كوتاهى بود به نام فاساد، يا نماى بيرون كه در آن بازيكن مى تواند با تايپ كردن جملاتى به انگليسى به زن و شوهر مجازى كه در آستانه طلاق قرار گرفته اند، مشاوره بدهد و ميانجيگرى كند. شخصيت هاى مجازى با استفاده از تكنولوژى هوش مصنوعى طورى برنامه ريزى شده اند كه مى تواند نسبت به عبارات تايپ شده توسط كاربر، واكنش هاى عاطفى پيچيده نشان دهند. اين بازى و نظاير آن امكانات بازى  هاى كامپيوترى آينده را به نمايش مى گذارد كه در آنها كاربر مى تواند علاوه بر كنترل صحنه هاى كشت و كشتار و انفجار و نظاير آن با آدم هاى بازى بده بستان داشته باشد و داخل داستان هايى بشود. اين بازى ها، بازى كامپيوترى را به حيطه دراما و نمايش داستانى وارد مى كنند و فرصت هاى جديدى ايجاد مى كنند براى خلاقيت، در فراسوى صحنه هاى جنگ و گريز و انفجار و خونريزى كه اين روزها سازندگان بازى ها براى طبيعى تر جلوه دادن آنها با هم رقابت مى كنند. اين لى ن دى ويس يكى از برگزاركنندگان و رئيس شركت Mad Doc Software توليدكننده بازى موفق Empire Earth در مصاحبه با نيويورك تايمز گفت: «تا حالا بازى هاى كامپيوترى را به خاطر طراحى و جنبه هاى بصرى و گرافيك داورى مى كردند اما آنچه به زودى وجه تمايز بازى ها خواهد بود، درون شخصيت هاست.» وى مى افزايد بازيكن ها هم خواهان كنترل بيشتر و انتخاب هاى بيشتر هستند و همه اينها لزوم استفاده از تكنولوژى هوش مصنوعى را مطرح ساخته است. از هوش مصنوعى در حال حاضر براى كنترل ترافيك هوايى يا دستگاه هاى جاروبرقى و ده ها كالاى ديگر استفاده مى شود و يك رشته از توسعه آن در ترجمه اتوماتيك از زبانى به زبان ديگر است. يك برنامه نويس هوش مصنوعى جف اركين از شركت Monolith Production مى گويد در جهان پيچيده كه شمار كثيرى كنش و واكنش وجود دارد، ديگر برنامه نويسى به صورت خطى كارآمد نيست. وى مى گويد به جاى اينكه براى يك شخصيت كامپيوترى از قبل برنامه بنويسيم كه هر لحظه چه كار كند، حالا يك سرى هدف و يك سرى وسيله به او مى دهيم، كه خودش اقدام بعدى را براساس داده هاى موجود انتخاب كند.

 

باطبی برای بلند کردن يک پيراهن خونين ابتدا به اعدام و سپس به حبس سنگين محکوم شد و هنوز در زندان است

در ششمين سالگرد 18 تيرماه، بساط آزادي آنچنان جمع شده است كه ديگر اجازه هيچ برنامه اي و مراسمي براي  يادبود 18 تير ماه داده نمي شود و سركوب تنها پاسخ اعتراض است. مي خواهند با حذف 18 تير ماه از صفحه تاريخ مكتوب، ياد 18 تير ماه را از خاطره ها محو كنند، غافل از آنكه نسلي از جوانان حافظ آزاديخواهان  18 تيرماه خواهد بود و سرانجام از خاكستر كهنه زخم 18 تيرماه،  ققنوس آزادي به پرواز در خواهد آمد.

 

بیانیه شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به مناسبت سالگرد ١٨ تیر:

"تاريخ اين مرز و بوم مشحون از روزهايي است كه مردان وزنان سوزان اين سرزمين را به خواندن دردناك ترين سرود هايشان وا داشته است. گاه شاهان و كاتوزيان وطن را بهانه كرده اند خون مردمان ريخته اند  زندگييشان را سخت گرفته و روزگار بر ايشان تيره نموده اند. و گاه پيران و شيخان به نام دين خدا تدبير به فراموشي  سپرده اند آزار خلق خدا  كرده اند و حكمت و معيشت بر مردمان تنگ نموده اند.

در بامداد 18 تير78، گسترده ترين و سبعانه ترين حمله به دانشجويان بي پناهي صورت گرفت كه گناهشان انديشيدن و انتقاد بود. از سوي ديگر فقدان ارزش واعتبار دانشجو و دانشگاه را در بخش هاي مسلط قدرت نمايان مي ساخت.

امسال در حالي 18 تير ماه فرا ميرسد و دانشجويان باز هم از بزرگداشت آن باز مي مانند كه بيش از هر زمان ديگري ماهيت 18 تير بر همگان آشكار گرديده است. كاروان خشونت گروه هاي لمپن شهري كه سالياني است آزار شهروندان پيشه كرده اند، رخت خويش بر زمين افكنده و رسما و علنا بساط بر نهاد هاي اصلي تصميم گيري و قدرت  گسترده اند.

ما چنين روز هايي را از ياد نخواهيم برد چنان كه پيش از اين نيز گفته ايم اگر بساط آزادي و دموكراسي را نيزكامل برچينند و اگر دهان ها بدوزند وسر ها به دارها بياويزند و اگر مال و ناموسمان به ديگران بسپارند كه چند صباحي بيشتر بر سرير قدرت اقامت گزينند می توان بخشید اما شلاق شداد زمان، کهنه زخم 18 تیر، بازداشت و ربودن دوستانمان، شکنجه و ضرب و شتم دانشجویان این مرز و بوم، کشته شدن عزت ابراهیم نژاد و روانهای آزرده و قلمهای شکسته را نمی توان فراموش کرد ”. [ادامه]

 

 

و در پایان، چند نظر:

"در پی شکست پروژه اصلاحات دولتی يا به قولی اصلاحات در چارچوب قانون اساسی، همه نيروهايی که بعد از خرداد هفتاد و شش با يک پيوند ضعيف به هم متصل بودند از نيروهای ملی مذهبی، دانشجويان، اصلاح طلبهای مشارکت و مجاهدين اسلامی، روحانيون مبارز گرفته تا بعضی از اپوزيسيون خارج از کشور به تدريج از هم پاشيده شدند. در انتخابات اخير حتی اصلاحگرايان دولتی (مشارکتيها و روحانيون) مايل به ائتلاف نبودند. در چنين شرايطی در بين دانشجويان هم سرخوردگی ناشی از وقايع تير ۷۸ و خرداد ۸۲ باعث شد گروهی با تشکيل دفتر تحکيم دموکراسی از اصلاح طلبی دولتی عبور کرده و خواستار رفراندوم و جمهوری دموکراتيک شوند. گروهی هنوز در راستای دفتر تحکيم وحدت عمل می کنند که خود دچار تفرقه است، هر چند انتخابات را تحريم می کنند ولی اثرگذاری آنها در بين دانشجويان از سالهای اوليه اصلاحات کمتر شده است. گروه سوم جنبش دانشجويی مانند بسيج يا جامعه اسلامی با نرخ جذب ثابت ولی مانند همتايان بيرونی خود با برنامه و هدف حفظ وضع موجود و توجيه سياستهای نظام فعاليت می کنند. قشر وسيعی از دانشجويان فارغ از اين جناح بنديهای سياسی به لحاظ نرخ بالای بيکاری در ايران فقط در پی گذران واحدها و پروژه ها ايام می گذرانند. اينان مانند اکثريت خاموش ايران نه بدنبال تحولی عظيم در نظام که به آزادی متعادل و متناسب با فرهنگ ايران در عين حال وضعيت معيشتی (اقتصادی) مناسب راضی و علاقه مند هستند. و باز مانند اکثريت خاموش فارغ از بازيهای سياسی چپ و راست، چون خالی از هرگونه سلاح برای رسيدن به هدف خود هستند چشم به مناظرات و مناقشات درون حکومت دارند تا شايد فرجی حاصل شود. جنبش دانشجويی هم برکنار از ديگر لايه های جامعه نيست و اکنون تقريبا ناظر ساکت حکومت است. حکومتی که اکنون کاملا يکدست و سرمست از بيرون راندن همه رقبای درونی است. به نظر می آيد جنبش دانشجويی مثل بقيه اصلاح طلبان در يک حالت خوف و رجا بسر می برد، شايد از شتاب و شوق اوليه شان کم شده باشد. ولی بدين معنی نيست که "برای هميشه فروپاشيده" هست. می توان آن را به جبهه ملی دهه ۳۰ تشبيه کرد. شايد چند سال ديگر از درون اين جنبش چيزی شبيه نهضت آزادی يا سازمانهای چريکی بدنيا بيايد. "

 

"پس از ۱۸ تير رژيم ايران به خوبی از خطر جنبش دانشجويی آگاهی يافت و با برنامه ای کاملا حساب شده در صدد کم رنگ کردن جنبش های سياسی - دانشجويی بر آمد. حکومت با تزريق آزادی های کاذب در جامعه دانشجويی سعی نمود دانشگاه را از حالت نخبه پروری خارج کرده و دانشجويان را نيز چون عوام غرق در فساد کند. (به ژست های اسلام گرايانه توجه نکنيد و ببينيد که در عمل چگونه به رشد فساد در دانشگاه دامن می زنند چون دريافته اند بايد فکر دانشجو را از سياست دور کرد تا بتوان با آرامش بيشتری حکومت کرد). مغزهای روشنفکری ما اينک به خوشی های زود گذر دل بسته و دوست ندارند چون گذشته، خود را در زندان ببينند و ديگر حوصله جنگهای سياسی را ندارند. اما من ايمان دارم که با روشی که دفتر تحکيم وحدت در پيش گرفته، اميد دوباره به کاروان دانشجويی باز خواهد گشت."

 

پژوهشگران ایرانی موفق به ساخت ربات انسان نمایی شدند که در سیستم تعادلی آن برای نخستین بار از شبیه سازی کارکرد تعادلی مایع مخلوط گوش انسان الهام گرفته شده است . پرهام  حسینی  دانشجوی مکانیک دانشگاه آزاد کرمان و از طراحان این ربات گفت :این ربات که از نوع  انسان نمای فوتبالیست است به دلیل ویژگیها و قابلیتهای برتر از جمله سیستم تعادلی ویژه آن در مسابقات بین المللی اختراعات و ابداعات و تکنولوژی های  جدید در کشور بلژیک  موفق به کسب مدال برنز شد . وی تصریح کرد: نمونه اولیه این ربات  که نخستین ربات انسان نمای موفق ساخته شده در کشور به شمار می رود, حدود دو سال پیش به منظور شرکت در مسابقات ربو کاپ دو هزار و چهار پرتغال ساخته شد که به دلیل مشکل ویزا موفق به حضور در این مسابقات نشد و اخیرا پس از تکمیل  به مسابقات اختراعات و ابداعات بلژیک ارئه شد.حسینی درباره مشخصات این ربات گفت:ربا ت انسان نما  که حدود پنجاه و چهار سانتیمتر ارتفاع دارد با برخورداری از بیست و هفت سروموتور که گشتاور هر یک حدود یازده کیلوگرم سانتیمتر است بیست و شش درجه آزادی دارد.این ربات که مجهز به پردازنده و منبع  تغذیه داخلی است با دریافت دستور از پردازنده مرکزی بر اساس منطق فازی  اقدام به تصمیم گیری و انجام حرکات مختلف می کند. وی در گفتگو با ایسنا خاطر نشان کرد: ربات انسان نما قادر است اعمال متنوعی از جمله راه رفتن  پایین و بالا رفتن از پله  نشستن، پردازش تصویر، پیدا کردن توپ در زمین و شوت کردن آن و تمامی حرکات یک ربات فوتبالیست را طبق قوانین مسابقات ربو کاپ انجام دهد. حسینی افزود:علاوه بر این   ربات طراحی شده فید بک های جدیدی از جمله ژیروسکوپ و فشارسنج و شتاب سنج دارد که آن را از نمونه های مشابه متمایز می کند .

 

با تشکر از دوست خوبم مینو خانم که این مطلب رو برام فرستاد.

 

بخشی از سخنرانی « فاطمه فاطمه است» دکتر شریعتی در حسینه ارشاد:

... آرام و سبكبار بر بستر خفت، رو به قبله كرد، در انتظار ماند.

لحظه‌اي گذشت و لحظاتي ...

ناگهان از خانه شيون برخاست.

فاطمه اين‌چنين مرد و در چهره همه‌ ستمديدگان هاله‌اي از فاطمه پيدا بود. غصب شدگان، پايمال شدگان و همه‌ قربانيان زور و فريب نام فاطمه را شعار خويش داشتند. ياد فاطمه، با عشق‌ها و عاطفه‌ها و ايمان‌هاي شگفت زنان و مرداني كه در طول تاريخ براي آزادي و عدالت مي‌جنگيدند، در توالي قرون، پرورش مي‌يافت و در زير تازيانه‌هاي بي‌رحم و خونين خلافت‌هاي جور و حكومت‌هاي بيداد و غصب، رشد مي‌يافت و همه‌ دل‌هاي مجروح را لبريز مي‌ساخت.

خواستم از “بوسوئه” تقليد كنم، خطيب نامور فرانسه كه روزي در مجلسي با حضور لويي، از “مريم” سخن مي‌گفت. گفت:

 هزار و هفتصد سال است كه همه‌ سخنوران عالم درباره مريم داد سخن داده‌اند.

هزار و هفتصد سال است كه همه فيلسوفان و متفكران ملت‌ها در شرق و غرب، ارزش‌هاي مريم را بيان كرده‌اند.

هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان در ستايش مريم همه‌ ذوق و قدرت خلاقه‌شان را به كار گرفته‌اند.

هزار و هفتصد سال است كه همه‌ هنرمندان، چهره‌نگاران، پيكرسازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندي‌هاي اعجاز‌گر كرده‌اند.

اما مجموعه‌ گفته‌ها و انديشه‌ها و كوشش‌ها و هنرمندي‌هاي همه در طول اين قرن‌هاي بسيار، به اندازه‌ اين كلمه نتوانسته‌اند عظمت‌هاي مريم را بازگويند كه: “مريم، مادر عيسي است”.

و من خواستم با چنين شيوه‌اي از فاطمه بگويم. باز درماندم:

خواستم بگويم، فاطمه دختر خديجه‌ي بزرگ است.

 ديدم فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب است.

باز ديدم كه فاطمه نيست.

نه، اين‌ها همه هست و اين همه فاطمه نيست.

فاطمه، فاطمه است

فقط كامپيوترخود را روشن كنيد!
يكى از مهمترين مزاياى واى فاى سادگى آن است. در بسيارى از لپ تاپ هاى جديد يك كارت واى فاى قرار دارد و در بيشتر موارد نيازى نيست تا شما براى شروع به استفاده از واى فاى كارى انجام دهيد. همچنين اضافه كردن كارت واى فاى به يك لپ تاپ قديمى تر يا يك كامپيوتر روميزى بسيار آسان است.
 
Hotspot يك نقطه ارتباطى براى يك شبكه واى فاى است Hotspot .يك جعبه كوچك است كه حاوى يك كارت 802.11 است و مى تواند به طور همزمان با بيشتر از صد كارت 802.11 ديگر ارتباط برقرار كند. در حال حاضر تعداد بسيار زيادى از اين نقاط ارتباطى واى فاى در مكان هاى عمومى مانند رستوران ها، هتل ها، كتابخانه ها و فرودگاه ها وجود دارد(البته نه در ایران! ولی تازگی ها تو نمایشگاه ها بخصوص الکامپ داره مد میشه). شما همچنين مى توانيد يك hotspot در منزلتان ايجاد كنيد.
در ماشين هاى جديد يك كارت802.11   به طور خودكار به يك hotspot متصل مى شود و ارتباط با شبكه برقرار مى شود. به محض اينكه شما كامپيوترتان را روشن كنيد، به شبكه متصل مى شود و شما مى توانيد با اينترنت كار كنيد. در تجهيزات 802.11 قديمى، خصوصيت جست وجوى خودكار وجود ندارد. در اين حالت شما بايد يك لغت كه SSID ناميده مى شود (معمولاً يك كلمه كوتاه با حداكثر ۱۰ كاراكتر) و شماره كانال كه عدد صحيحى بين صفر و يازده است را بيابيد و اين دو را تايپ كنيد. در مدل هاى جديدتر كه به طور خودكار عمل مى كنند، اين دو بخش اطلاعات از سيگنال هاى راديويى توليد شده توسط hotspot گرفته مى شود و براى شما نمايش داده مى شود.


امنيت واى فاى
hotspot 
هاى واى فاى مى توانند آشكار و باز باشند يا محفوظ باشند. اگر آنها آشكار باشند، هر كسى با يك كارت واى فاى مى تواند به hotspot دسترسى داشته باشد، اما اگر محفوظ باشد، لازم است كاربر رمز  WEPرا براى اتصال بداند.
WEP يك سيستم رمزگذارى داده ها است كه 802.11 از طريق هوا ارسال مى كند. WEP دو نوع دارد: رمزگذارى ۶۴ بيتى و رمزگذارى ۱۲۸ بيتى. رمزگذارى ۱۲۸ بيتى امن تر است و افراد بيشتر از آن استفاده مى كنند. براى يك كاربر اتفاقى، هر نقطه ارتباطى كه از WEP استفاده مى كند غيرقابل دسترس است، مگر اينكه كد WEP را بداند.
اگر شما يك hotspot در منزل خود نصب كنيد، با ايجاد و استفاده از يك كد WEP مى توانيد از استراق سمع تصادفى شبكه تان توسط همسايگان خود جلوگيرى كنيد. چه در خانه و چه در بيرون، شما بايد كد WEP را بدانيد، سپس آن را در نرم افزار كارت واى فاى وارد كنيد، تا بتوانيد به شبكه دسترسى داشته باشيد.


WiMAX•  و WiFi
واى مكس جديدترين تكنولوژى دسترسى به شبكه است. واى مكس مشابه واى فاى عمل مى كند، اما داراى سرعت بسيار بالاترى است و براى كاربران بيشترى مورد استفاده قرار مى گيرد. همچنين واى مكس محدوده بسيار بزرگترى را تحت پوشش قرار مى دهد. البته مشكلاتى مانند تامين امنيت سيستم و گرانى آن بايد حل شود. بنابراين پيش بينى مى شود در آينده اى نه چندان دور، واى مكس جايگزين ساير روش هاى دسترسى به اينترنت از جمله واى فاى خواهد شد. البته تا آن زمان واى فاى يكى از ساده ترين و بهترين  روش هاى دسترسى به اينترنت خواهد بود.

 

پیوست|

اطلاعات بیشتر   www.wi-fi.org

 

 

پینوشت|

نامگذارى 802.11 از كجا آمده است

انجمن مهندسى الكترونيك و الكتريكال (IEEE)، استانداردها را ايجاد مى كند و اين استانداردها را به روش هاى منحصر به فردى نامگذارى مى كند. استاندارد 802.11 شبكه هاى بى سيم را شامل مى شود.

 

نمادهاى a,b,g انواع مختلف استاندارد 802.11 هستند:

802.11 b، اولين نسخه 802.11 بود كه به بازار معرفى شد، كه از دو نسخه ديگر ارزانتر و كندتر است. 802.11 b در فركانس ۴/۲ گيگاهرتز داده ها را ارسال مى كند و داراى سرعت يازده مگابايت در ثانيه است.

 802.11 a،در فركانس ۵ مگاهرتز عمل مى كند و داراى سرعت ۵۴ مگابايت در ثانيه است.

802.11 g ،تركيبى از دو نوع ديگر است. در ۴/۲ گيگاهرتز عمل مى كند و سرعت آن ۵ مگابايت در ثانيه است.

 

حادثه 18 تير اوج فرياد و بغض هاي در گلو مانده دانشجويان بود ، خشم دانشجويان در اين حادثه به بهانه تعطيلي روزنامه سلام و به دليل جلوگيري از آزادي هاي قانوني و مشروع جوانان شعله ور شد.

 

عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت:

تحليل واقعه 18 تير بدون تحليل دوم خرداد 76 امكان پذير نيست، بعد از تحولاتي كه با شكل گيري دوم خرداد به وجود آمد ، انتظار ايجاد تحول و تغيير در عرصه‌‏هاي اجتماعي و سياسي در نزد جامعه به ويژه دانشجويان و دانشگاهيان بالا رفت . اما متأسفانه هسته سخت قدرت و جريان اقتدارگرا به هيچ عنوان توجه‌‏اي به خواسته‌‏ها و مطالبات بر حق جامعه و دانشجويان نداشت . به همين دليل هر بار با ايجاد يك جريان ، مانع تحقق حداقل مطالبات دانشجويان مي‌‏شد.
يكي از اين نوع رفتار‌‏ها ، حمله به تجمعات دانشجويان بود . آنها توجه نمي‌‏كردند ، انباشته شدن مطالبات دانشجويان روزي در غالب اعتراضات وسيع دانشجويي خود را نشان خواهد داد. البته ناگفته نماند كه اقتدارگرايان با توجه به تجربيات گذشته ، مانند اول بهمن 1340 در عرصه دانشگاه و 15 خرداد 1342 در عرصه عمومي جامعه ، براي سركوب چنين اعتراضاتي برنامه‌‏ريزي سازمان يافته و هدفمند داشتند و اگر اين اقدام آنها در 18 تير 78 رخ نمي‌‏داد ، به طور قطع در روز ديگري اين سركوب را انجام مي‌‏دادند.

 دانشجويان در اين حركت اگر چه نتوانستند به اهداف خود برسند ، ولي تجربه گران قيمتي به دست آوردند . آنها پاسداري از آزادي در مرزهاي درون دانشگاه وتلاش براي فرستادن پيام خود از درون دانشگاه به جامعه را آموختند.
در اين حادثه اقتدارگرايان به صورت هدايت شده درصدد تزريق يأس و نا اميدي به درون دانشگاه شدند. اين ضربه نيز به قدري سنگين بود كه متأسفانه اثرات رواني آن تا مدت زمان طولاني ادامه خواهد داشت. حادثه 18 تير نبايد عاملي براي يأس و سكوت جريان دانشجويي شود . اين حادثه بايد نشان از وحدت جريان دانشجويي باشد و بايد بازنده نگه داشتن ياد و خاطره آن حادثه ، اثرات سوء اين حركت از روان دانشجويان پاك شود.

 

ایشون در پایان گفت:« صدور بيانيه‌‏اي تند و نشر آن در فضاي مجازي اينترنت ، براي اثبات ناكارآمدي سياست ورزي قانوني كفايت نمي‌‏كند. جنبش دانشجويي پيش‌‏رو بايد با حضور فعال در جامعه و دانشگاه تا رسيدن به آزادي و دموكراسي تمام ايار تلاش كند.»

 

پینوشت|

18 تیر را فراموش کن. فراموش کن جوانانی را که 6 سال پیش مثل من مثل تو در خیابان امیر آباد بالا و پایین می رفتند,مشت هایشان را گره می کردند, فریاد می زدند و برای شناخته نشدن نقاب می زدند. فراموش کن جوانی را که نقاب نزده پیراهن خونی دوستش را بلند کرده بود و برای ابد به حبس رفت. فراموش کن شبی را که مثل امشب دانشجویان با ذکر یا زهرا از نرده ها به پایین پرتاب می شدند, تحقیر می شدند, باتوم می خوردند, چشمانشان تخلیه می شود و کمی تا قسمتی هم می مردند.

[ادامه]

 

پیوست|

» آخ، كه تو نميری چه حالی می‌ده دانشجوكُشی! [اینجا]

» حادثه 18 تير اوج فرياد هاي در گلو مانده دانشجويان [اینجا]

» خواستار موضع صريح رييس‌جمهور آينده درباره 18 تير هستيم [اینجا]

براى اتصال كامپيوترها به شبكه و دسترسى به اينترنت چندين راه مختلف وجود دارد. WiFi يك روش بى سيم براى دسترسى به اينترنت با برد كوتاه است. اين روش نسبت به روش دسترسى از طريق خط تلفن (dialup)، كه در كشور ما مرسوم است، سريع تر است (البته نسبت به دسترسى باند پهن  T3و DSL داراى سرعت كمتر و برد كمتر است) و كاربر با استفاده از اين فناورى مى تواند در حال حركت هم به شبكه متصل باشد. البته اين قابليت جابه جايى داراى محدوديت است.  واى فاى تا حدود ۱۰۰ فوت(۵/۳۰ متر) تمام جهت ها را تحت پوشش قرار مى دهد، هر چند ديوارها و موانع ممكن است اين محدوده را كاهش دهد. براى مكان هاى بزرگتر بايد از تقويت كننده هاى سيگنال براى افزايش اين محدوده استفاده كرد.
WiFi
همچنين تحت عنوان «شبكه سازى 802.11» و «شبكه سازى بى سيم» نيز ناميده مى شود. مهمترين مزيت واى فاى سادگى آن است. شما مى توانيد كامپيوترتان را در هر كجايى، در منزل يا اداره بدون نياز به سيم به شبكه متصل كنيد. كامپيوترها براى اتصال به شبكه از سيگنال هاى راديويى استفاده مى كنند.


ارسال اطلاعات در يك دستگاه مخابره كوچك
براى درك بهتر و ساده يك شبكه بى سيم، يك جفت دستگاه راديويى ترانزيستورى كوچك (Walkie-Talkie) پنج دلارى را در نظر بگيريد. واكى تاكى دستگاه راديوى كوچكى است كه مى تواند سيگنال هاى راديويى را ارسال و دريافت كند. زمانى كه شما با اين دستگاه صحبت مى كنيد، صداى شما توسط ميكروفن دريافت مى شود و در يك فركانس راديويى كدگذارى مى شود و توسط آنتن ارسال مى شود. يك راديوى مشابه ديگر مى تواند اين مخابره را به وسيله آنتن خود دريافت كند، رمز صداى شما را از سيگنال راديويى بردارد و صدا را توسط بلندگو بشنود. چنين دستگاه هاى مخابره ساده اى، سيگنال هايى با قدرت حدود  ۲۵ وات ارسال مى كنند و مى توانند تا حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ فوت مخابره كنند.
تصور كنيد كه مى خواهيد دو كامپيوتر را در شبكه با استفاده از اين تكنولوژى به يكديگر متصل كنيد. اين سيستم كار خواهد كرد، اما سرعت انتقال اطلاعات بسيار كند است. يك دستگاه مخابره كوچك پنج دلارى براى صداى انسان طراحى شده است، بنابراين شما نمى توانيد اطلاعات بسيار زيادى را با استفاده از اين روش ارسال كنيد.


تكنولوژى راديويى WiFi
سيستم راديويى كه در واى فاى استفاده مى شود با آنچه در دستگاه مخابره راديويى استفاده مى شود، چندان متفاوت نيست. آنها قادر هستند مخابره و دريافت كنند. مى توانند صفر و يك ها را به امواج راديويى تبديل كنند و سپس آنها را دوباره به صفر و يك تبديل كنند. اما سه تفاوت عمده بين سيستم راديويى واى فاى و يك دستگاه مخابره كوچك وجود دارد:
*
سيستم راديويى واى فاى كه با استاندارد  802.11 b و 802.11 g  كار مى كند، در فركانس ۴/۲ گيگاهرتز عمل مى كند و آنهايى كه با استاندارد802.11 a   كار مى كنند، در فركانس ۵ گيگاهرتز ارسال مى كنند. در حالى كه يك دستگاه مخابره كوچك درفركانس ۴۹ مگاهرتز عمل مى كند. فركانس بالاتر موجب افزايش سرعت انتقال اطلاعات مى شود.
*
سيستم راديويى واى فاى از تكنيك هاى راديويى بسيار موثرتر و كارآمدترى براى كدگذارى استفاده مى كند كه باعث افزايش سرعت انتقال داده ها مى شود. براى استاندارد 802.11 a  و 802.11 g از تكنيك OFDM* استفاده مى شود، و براى استاندارد 802.11 b از تكنيك CCK* استفاده مى شود.
*
سيستم راديويى استفاده شده در واى فاى توانايى تغيير فركانس را دارد. كارت هاى 802.11 b مى توانند در هر سه باند مخابره كنند، يا مى توانند پهناى باند راديويى در دسترس را به دوازده كانال تقسيم كنند و جهش فركانسى به سرعت بين آنها انجام شود. مزيت جهش فركانسى اين است كه باعث تداخل كمتر مى شود و اجازه مى دهد كه چندين كارت واى فاى به طور همزمان، بدون تداخل با يكديگر مكالمه كنند.
بنابراين سيستم راديويى واى فاى مى تواند ميزان بسيار زيادى از اطلاعات را در هر ثانيه مخابره كند.

 

*اگه خودم فهمیدم چی هستن، به شما هم می گم؟!

**تعریف 802.11 لینک به پست بعدی.

 

 

امروز پس از رقابتی سخت و 18 ماهه، در سنگاپور میزبان المپیک 2012 مشخص شد. در رقابتی تنگاتنگ لندن با 54 رای در برابر  پاریس با 50 رای، توانست پس از 57 سال –از سال 1948 تا کنون- میزبانی المپیک را نصیب خود کند.

رقابت بین شهر های مسکو، مادرید، نیویورک، پاریس و لندن جریان داشت. هر کدومشون یه نماینده فرستاده بودن تا تو سنگاپور تبلیغ کنه و هی جل بازی در بیاره تا IOC  قبولش کنه! نیویورک محمد علی کلی رو فرستاده بود. مادرید رائول گنزالس رو فرستاده بود. در مقابل لندن نخست وزیر بعلاوه بکهام و تازه لرد سباستین کو –شخصی نفوذی در IOC- رو فرستاده بود. حالا تصور کنید لندن برنده نمی شد! تنی ضایع می شد و بکهام صورتش کش میومد!! ولی حالا تنی کلی محبوب تر شده و لندنی ها کلی بیشتر دوستش دارن.

هنوز ساعاتی از انتخاب لندن نگذشته بود که تفاسیر و دیدگاه ها و پیشبینی های خوب و بد متولد شد –فعل مناسب گیر نیووردم اگه شما می دونین چی جاش بذارم تو کامنتها بگین- . اینکه چگونه دولت بریتانیا از عهده میزبانی برآید؟ دولت حدود 4 میلیارد دلار هزینه برگزاری رو تخمین زده. یک میلیارد تا هزینه ساخت دهکده المپیک، یک میلیار تای دیگه واسه پذیرایی از ورزشکاران و مهمان ها، ...

البته مسلما المپیک درآمدهای زیادی خواهد داشت. تبلیغات و فروش بلیط و امتیاز پخش مسابقات و پیام های بازرگانی! و ... ولی پیش بینی میشه خرج از دخل بیشتر باشد. البته گذشته از هزینه برگزاری مسابقات، دولت باید چند میلیاردتای دیگه ای هم واسه بازسازی خود لندن و ناوگان حمل و نقل لندن و حومه پیاده بشه.ولی سر جمع خیلی به نفعشون شد. لندن چیزی کم نداشت که بهترین پایتخت دنیا باشه، حالا دیگر پس از یکسری اصلاحات گسترده می توان گفت:چه می شود این لندن!! -نمی دونم چیه که همینجوری که دارم اینها رو می نویسم هی این تهرون خودمون میاد جلو چشام!! بسکه این دو تا به هم شباهت دارن!- شهردار لندن قول داده که مجتمع المپیک در فقیر ترین بخش شهر در شرق لندن ساخته شود. تا هم قسمت شرقی شهر بازسازی بشه و هم مشکل فقر حل شود. – بسکه می خواد فقر رو ریشه کن کنه، هی میگم خدا این شهردارش شبیه کدوم شهردار سابقه؟! حالا فهمیدم شبیه کیه!!- و قسمتی از زمین های بایر رو تبدیل به یکی از بزرگترین پارک های اروپا کنه. خدا به خیر بگذرونه. البته هر چقدر هم بریتانیا برای 2012 پیاده بشه به 20 میلیارد دلار چین واسه 2008 نمی رسد!!

 

پیوست|

»لندن با شکست پاريس ميزبان المپيک 2012 شد.[اینجا]

»  میزبانی المپیک برای لندن چه پیامدهایی خواهد داشت؟ [اینجا]

»گزارش تصویری: المپیک در لندن [اینجا]

بيش از 380 نفر از اهل قلم و فعالان سياسی ايران با انتشار بيانيه ای از اکبر گنجی به عنوان مبارز راه آزادی و دموکراسی و برابری ستايش کردند و او را از قربانيان شاخص نقض حقوق بشر در ايران شماردند.

اکبر گنجی

نويسندگان بيانيه با ابراز نگرانی از وضعيت سلامتی او هم به دليل اعتصاب غذای نامحدود و هم به دليل مشکلات تنفسی و مفصلی او خواستار اعطای مرخصی استعلاجی فوری به او شده اند.

آنها روند دادرسی و تمامی محدوديت های اعمال شده بر اکبر گنجی را "غير قانونی و ناعادلانه" خوانده اند و می گويند وی بايد بتواند بر اساس قوانين جاری ايران و نيز مفاد اعلاميه حقوق بشر و همچنين آموزه های دينی از حقوق انسانی و قانونی خود برای درمان بيماريها و مشکلات جسمانی اش از جمله آسم استفاده کند.

نويسندگان بيانيه هشدار داده اند که "مسئوليت امنيت و سلامت جانی اکبر گنجی بر عهده حاکميت است و هر گونه تعرض و سهل انگاری در اين خصوص با واکنش صريح افکار عمومی" در داخل و خارج ايران روبرو خواهد شد.

"اظهار آزادانه و مصون از تعرض عقايد و ديدگاهها حق مسلم و بديهی هز انسان است و محروم کردن اکبر گنجی از حق درمان و به مخاطره انداختن سلامت جسمانی او به دليل بيان و نوشتار انتقادی به هيچ عنوان پذيرفتنی نيست."

علی افشاری، عباس امير انتظام، حسين انصاری راد، سيمين بهبهانی، عليرضا جباری، رامين جهانبگلو، فاطمه حقيقت جو، خشايار ديهيمی، احمد زيدآبادی، سعيد مدنی، علی اکبر معين فر، مصطفی ملکيان، سعيد منتظری، داود هرميداس باوند و پرويز ورجاوند از جمله 386 نفر امضا کنندگان اين بيانيه هستند.

بنقل از bbc

» متن کامل بیانیه [اینجا]

» تلاش پارلمان اروپا برای آزادی گنجی [اینجا]

بسم الرب الشهدا و الصدیقین. به نام الله که پاسدار حرمت خون شهیدان است. الله اکبر. مرگ بر آمریکا. مرگ بر اسرائیل. مرگ بر ژاپن. مرگ بر اسپانیا. مرگ بر جمهوری چک. مرگ بر بولیوی. مرگ بر آمریکا، اروپا و خارج.

·         خوب برادران و خواهران عزيز و مکرمه، سلام عليکم و رحمه الله
در راستي شفاف سازي و منور سازي امور مملکتي بعد از انتخاب برادر عزيزمان جناب آقاي دکتر احمدي نژاد بايد امور ذيل را متذکر شوم: (البته با اجازه سرورمان ملا حسنی)
۱- برادران و خواهران محترمه: از اين به بعد قبل از ورود به هر سايت و يا وبلاگي ضمن اطلاع از جنس مخالف بودن نويسنده وبلاگ مراتب را به حاج آقا ابطحي (برای داخلیها) و یا ملاحسنی (برای خارج نشینان) اطلاع داده که صيغه محرميت وبلاگي را بينتان جاري سازند. به زباني ساده تر: اگر نويسنده وبلاگ از جنس مخالف باشد، واجب است که صيغه محرميت وبلاگي بينتان جاري و ساري باشد. اگر نويسنده وبلاگ از جنس موافق باشد صيغه خواندن مستحب مي باشد! براي ورود به وبلاگ محارم سببي و نسبي نياز به صيغه محرميت نمي باشد!
تبصره 1-: اگر خانومهای وبلاگ نویس دوشیزه می باشند، اجازه کتبی و رسمی ابوالبلاگر ضروریست.
۲- واجب است که قبل از ورود به کامنت داني اجناس مخالف ابتدا اقدام به وضو نماييد و سپس در پراکني کنيد. به خصوص اين مورد براي برادراني که وارد وبلاگ خواهرانمان ميگردند ضروري مي باشد. داشتن وضو براي افراد محرم نيز بلامانع است.
۳- تا حد ممکن از گفتگو و شنود برادران با خواهران و بالعکس در کامنت داني و مطالب وبلاگها جلوگيري شود. براي عدم تداخل پيشنهاد مي شود که برادران محترم در روزهاي فرد و خواهران محترمه در روزهاي زوج وارد دنياي وبلاگستان بشوند تا از اختلاط و نعوذ بالله مکالمه اين دو جنس جلوگيري به عمل آيد. روزهاي جمعه براي برادران و خواهراني که با يکديگر محرم هستند آزاد است!!
۴- تا حد ممکن خواهران عزيزمان سعي کنن در آشپزخانه بمانند که به لطافت جنسشان لطمه اي وارد نشود. اصلا زنها را چه به امور موهومي چون وبلاگ نويسي؟ آنها همين که بلد باشند قورمه سبزي خوشمزه اي بپزند براي هفت پشتشان بس است!
۵- وبلاليگي (وبلاگهايي که) همواره در سعي و تلاش هستند که ربط و شباهتي بين رييس جمهور مردمي و مردم دوست و شهيد رجايي بيابند همواره تشويق شده و از قوانين بالا محروم مي باشند.
۶- حتي الامکان قبل از نوشتن وبلاگ غسل کنيد! و نيز بعد از مراجعت از دنياي پليد وبلاگستان غسل را جاري سازيد. بعد از غسل کردن چفيه بپوشيد و خودتان را مزين به عطر گلاب نماييد. استفاده از هر گونه عطر و ادکلن خارجي که متعلق به کشورهاي جهانخوار باشد اشد مجازات را در پي خواهد داشت.
۷- برادران و خواهران وبلاگي حق ندارند يکديگر را به نام کوچک خطاب کنند. ذکر نام فاميل اجناس مخالف الزامي است.
تبصره
۱- استفاده از پسوند اجناس مخالف بلامانع است.
۸- مطلع شروع متون وبلاليگان بايد همين باشد که در بالا آمده. اين متن ماخوذ از وبلاگ اين برادر ديني مان مي باشد.
۹- برادران و خواهران وبلاگي مان توجه داشته باشند که قبل از هر گونه لينک دادن به جنوس مخالف از محرميت با وي اطمينان حاصل نموده و سپس لينک وي را کپي و پيست نمايند! در غير هرگونه لينک دادن اجناس مخالف به هم ممنوع مي باشد.
۱۰- جمعه شب ها در وبلاگستان دعاي کميل و دعاي جوشن صغير و کبير با مداحي کلاغ سياه برگزار مي شود. حضور تمامي وبلاگنويسان در اين امر خطير ضروري مي باشد.
۱۱- هر گونه تخطي از موارد بالا مجازات فيلترينگ را در پي دارد!!

زهرا

وقتی شنيدم که آرش سيگارچی و مجتبی سميعی نژاد به جرم توهين به مقدسات، تشويش اذهان عمومی، مصاحبه با رادیوهای بيگانه، توهين به رهبری، نشر اکاذيب و دهها جرم من درآوردی ديگر بازداشت شده اند و برای يکی 14 سال حبس بريدند و برای ديگری حکم ارتداد بافتند؛ وقتی که ماجرای دستگيری اميد معماريان و حنيف مزروعی و چند نفر ديگر را خواندم و شنيدم که تنها به صرف همکاری با سايت های وابسته به حزب مشارکت چه بلاهايي در زندان بر سرشان آمد؛ وقتی وبلاگهای ما را با ذره بين برای يافتن يک خط مدرک گناه زير و رو می کنند؛ وقتی جرآت نمی کنيم با اسم و مشخصات کامل، از اين و آن انتقاد کنيم و مجبوريم با درماندگی تمام دست به خودسانسوری مطلق - که بدترين درد هر وبلاگ نويسی است - بزنيم؛ وقتی از ترس زندان رفتن و حبس کشيدن و پرونده سازی و محروميت از حقوق مدنی و اجتماعی نمی توانيم حرف دلمان را بزنيم؛... چگونه باور کنم که تو به اين راحتی به وطنت سفر می کنی و با مشاور رئيس جمهور آزادانه هم صحبت می شوی و در انتخابات به آسودگی خيال شرکت می کنی و هی مدام از ستاد معين به دفتر روزنامه شرق سرک می کشی و در خيابان ها آزادانه قدم می زنی ، به راحتی در اجتماعات شرکت می کنی، در حالی که بيشترين توهين ها را به رهبری داشتی، بدترين طنزها را برای ائمه ساختی، با راديو و تلويزيون های مختلف همکلام شدی، مسئولين قضايي مملکت را آماج بيشترين انتقادها کردی ...

ادامه مطلب

 

اخیرا جدیدترین فهرست 25 انسان برجسته تاریخ امریکا توسط شبکه تلوزیزونی Discovery منتشر شده است. نکته جالب این فهرست راهیابی بیل گیتس مدیر شرکت مایکروسافت به آن و کسب رتبه شانزدهم است. البته این لیست با سلیقه کارشناسان چیده است و ممکن است خیلی از افراد عادی با جایگاه بسیاری از چهره در این لیست مشکل داشته باشند. به هر حال همیشه چنین فهرست هایی سلیقه ای تنظیم می شود.

1. بنیامین فرانکلین

2. مارتین لوتر کینگ

3. توماس جفرسون

4. جورج واشنگتن

5. توماس ادیسون

6. آبراهام لینکون

7. رونالد ریگان

8. آلبرت انیشتن

9. فرانکلین دلانو روزولت

10. جورج دبلیو بوش

11. نیل آرمسترانگ

12. جان اف کندی

13. الویس پرسلی

14. بیل کلینتون

15. محمد علی کلی

16. بیل گیتس

17. رزا پارکس

18. اوپراه وینفری

19. برادران رایت

20. بیلی گرهام

21. باب هاپ

22. الانور روزولت

23. لانس آرمسترانگ

24. والت دیزنی

25. هنری فورد

منبع : Blog Scopped

 

 بعلهِ؛ جناب کلهر مشاور -بقول خودش دکتر- احمدی نژاد در تلوزیون ماهواره ای مهاجر صحبت می کند.حرفهاش تکان دهنده است(جنبه مثبت). پیشنهاد می کنم حتما بخونین:

خیلی متشکرم که فرصتتون رو در اختیار من قرار دادید جناب کلهر. خیلی ها این چند روز زنگ می‌زدند و اظهار نگرانی می کردند از این که دولت آقای احمدی نژاد قرار است در در حریم خصوصی افراد دخالت کند و مثلا در خیابان پرده بکشند و دختر پسرها جدا شوند. نظر شما را می‌خواستم بدانم.
- همه ی تلاش دکتر جلوگیری از دخالت حکومت در حریم خصوصی افراد است. ما می خواهیم نیروی انتظامی به هیچ عنوان به نوع پوشش و نحوه ی تعامل دخترها و پسرها کار نداشته باشد. اصلا مشکل جوانان امروز ما این چیزها نیست. آقای احمدی نژاد می خواهد همه شاد باشند. ما فکر می کنیم مردم از ته دل نمی‌خندند. می خواهیم باطنی مسرور باشند ...!

حتی خوانندگان لس آنجلسی؟
- بله. حتی آن طرف آبی‌ها. از نظر آقای دکتر هیچ محدودیتی برای ایرانیان خارج کشور نباید بگذاریم. نه تنها در عرصه ی موسیقی که در هیچ عرصه ی دیگر. در عرصه ی هنر به استادانی چون ایرج قادری یا سعید راد جفا شده است. اگر صدای من را می شنوند من از همه ی آنها عذر می‌خواهم. همه ی تلاش آقای دکتر در این راستاست که همه ی کدورت ها برطرف شود. ایرانی به صرف ایرانی بودنش قابل احترام است. ولو این که افکاری متضاد با منافع جمهوری اسلامی داشته باشد. ما دست همه ی آن طرف آبی ها را هم می فشاریم. حتی زنان. حضرت امام با تک خوانی زن ها مخالف نبودند.

پرسیده اند مثلا شادمهر عقیلی می‌تواند به ایران برگردد؟
- چرا که نه. شادمهر یادش هست که وقتی برای آلبوم دهاتی مجوزش گیر کرده بود من وساطت کردم و کارش حل شد.

در مورد مد پرسیده‌اند.
- از اتفاق من در موردش خیلی صحبت دارم. ببینید دختران ما از خوش سلیقه ترین دختران دنیا هستند. این هم به فرهنگ چند هزارساله ی ما بر می گردد.
حتی در Fashion ها شرکت کنیم. دختران در انتخاب نوع پوشش آزادند. به نظر دکتر احمدی نژاد وقتش رسیده که از این تنگ نظری ها دست برداریم.

خانم الناز از تهران نوشته‌اند که با حرف‌های امشب مشاور آقای احمدی نژاد ٬سر آسوده بر بالش می گذارند. خانم المیرا هم نوشته‌اند که حرف های آقای کلهر هیجان زده شان کرده است. علی از شیراز پرسیده نظرتان در مورد ماهواره چیست؟
-همه آزادند که ماهواره داشته باشند. ماهواره جزء لاینفک زندگی بسیاری از مردم ماست. هیچ کس هم حق دخالت در این حریم خصوصی را ندارد.

و به عنوان آخرین سوال. در مورد آزادی بیان و مطبوعات می خواستم بدانم.
- (کلهر می خندد.) اصلا مگر می شود حرف از جامعه ای فرهیخته زد و آزادی بیان نداشت؟ آزادی بیان کف مطالبات فرهیختگان است. ابولعلای معیری جلوی امام صادق می نشست و خدا را با برهانش رد می کرد. بعضا به امام بد و بیراه هم می گفت. امام فقط گوش می داد و در آخر با برهان و منطق جواب ابولعلی را می داد. ما در اسلام تا این حد آزادی بیان داشته ایم. حالا انتظار دارید بعد از هزار و چهار صد سال این نعمت خدادای را سلب کنیم؟ همه آزادند به نقد. اصلا دکتر احمدی نژاد منتظر نقد عملکردش از سوی نخبگان است. من جدا تعجب می کنم در جامعه بعضی شایعات پشت دکتر است که ایشان با نخبگان سر نزاع دارند. این اصلا با واقعیت سازگار نیست.

در مورد آزادی مطبوعات چه طور؟
- من قول می‌دهم که در زمان ریاست جمهوری آقای دکتر شاهد آن بگیر و ببندهای سابق نباشیم.

آقای کلهر همه ی حرف هایتان را ضبط کرده‌ایم ها!
- ایرادی ندارد. من به حرفی که به شما می زنم ایمان دارم.

خانم سارا از وین اتریش تماس گرفتند که باور کنیم حرف های مشاور آقای احمدی‌نژاد حرف های دولت آتی هم هست؟
- چرا باور نکنید. من مشاور فرهنگی آقای احمدی‌نژاد هستم. متاسفانه آن شب در شبکه ی دو خیلی از این حرف هایی که الآن زدم به خاطر نوع سوالات مجری برنامه نتوانستم بگویم.

یک دنیا ممنونم که وقتتان را در اختیار شبکه ی مهاجر قرار دادید. می دانم که بییندگان سراسر دنیا از بسیاری از حرف های شما متعجب شده اند. آرزوی پیروزی و بهروزی برای شما و آقای دکتر احمدی نژاد دارم.
- من هم متشکرم. امیدوارم تاریخ بر حرف‌هایم صحه بگذارد.

 

بله؛ ما هم امیدواریم...!!

 

 

امروز صبح که از خواب پاشدم، بعد از صرف صبحانه تلوزیون رو روشن کردم و داشتم کانال عوض می کردم که یهو چشمم به عبارت "Blogging for Therapy" خورد. ایستادم. شبکه abc news بود که داشت با یه روانپزشک مصاحبه می کرد. کلی از لحاظ روانشناسی واسه بلاگ مزیت می گفت. می گفت وقتی آدم افکار، عقاید و احساساتش رو بگه، یه جورایی از لحاظ روانی ضمیر ناخودآگاهش خالی میشه. البته من دست و پا شکسته مفهمیدم.

حتی با یه نفر مصاحبه کرد که یه خانمی بود به نام "Header Armstrong" و می گفت وبلاگش زندگیش رو نجات داده. آدرس بلاگش رو هم داد.

 

در آخر برنامه آماری که انگار فقط مربوط به آمریکا بود رو زیر نویس کرد:

9% of americans have a blog.

25% of americans reading blog.

20.000 blogs created daily.

Bolg reading is easier than newspaper reading.

Most people that have blog are adult.

5% of people that have blog are upper 50 years old.

 

دیروز در چندین شهر بزرگ دنیا اقدامی بی نظیر رخ داد. ستارگان موسیقی دنیا در شهر های لندن، فيلادلفيا، پاريس، برلين، ژوهانسبورگ، رم، توکيو و مسکو برای مبارزه با فقر به روی صحنه رفتند. کنسرت هاLive 8 ی به طور زنده از شبکه mbc 4  پخش شد. ستاره های بزرگی حضور داشتن. مادونا، ویل اسمیت و ... بیل گیتس، ... براد پيت، بازيگر هاليوود،...و اعضای گروه  مشهور پینکفلوید پس از بیست سال حضور بهم رسوندن.

G8

بخش هایی از گزارش بی بی سی از هاید پارک لندن:

 

جمعیت حاضر در کنسرت لایو 8 - هاید پارک لندن

" در بزرگترین رویداد تلویزیونی تاریخ بشر، میلیونها نفر در کنسرتهای لایو 8 برای ریشه کنی فقر آواز همبستگی سرودند. کهکشانی از ستارگان موسیقی در این برنامه جهانی حضور داشتند.

 از برجسته ترين لحظات اين رويداد هنری، اجرای زنده گروه پينک فلويد بود که برای نخستين بار پس از 24 چهارسال، ترکيب چهارنفره و اصلی آن با حضور راجر واترز، خواننده و آهنگساز قديمی اين گروه، بر روی صحنه قرار گرفت.

 

بیل گیتس

 

بيل گيتس، بنیانگذار شرکت مايکرو سافت و بنیاد خیریه گیتس نيز در کنسرت لندن حضور داشت. آقای گیتس گفت: " معتقدم اگر مشکلات و راه حل را به مردم نشان دهيد، آنها به حرکت در خواهند آمد. ما اين کار را (مبارزه با فقر) می توانيم انجام دهيم و وقتی فقر را شکست دهيم، آن بزرگترين کاری خواهد بود که بشريت انجام داده است.

در کنسرت هايد پارک، خواننده ها معمولا قبل از اجرای آهنگ خود، يک سخنرانی کوتاه در مورد فقر داشتند و تاکيد می کردند که شنوندگانشان از حالا بايد معنی آهنگ آنها را نوع ديگری درک کنند و اينگونه اظهارات، باعث ايجاد بغض و حسی عجيب در میان شرکت کنندگان می شد.

مدونا که همراه گروه کر خود سفید پوشیده بود، در کنار دختری جوان از اتیوپی ایستاده بود که به کمک اولین کنسرت خیریه باب گلدوف، Live Aid، از خطر مرگ ناشی از فقر نجات یافته بود.

مدونا با چشمهای پر اشک به همراه دختر اتیوپی 24 ساله ( برهان)  که بخاطر کنسرت لایواید 20 ساله پیش از مرگ نجات پیدا کرده بود

وقتی ويل اسميت، خواننده و بازيگر آمريکايی، در فيلادلفيا از همه علاقه مندان به کنسرت های لايو 8 خواست که هر 3 ثانيه يک بار (به نشانه مرگ یک کودک از فقر مفرط) همزمان بشکن بزنند، تمامی شرکت کنندگان حاضر در کنسرت های هايدپارک، رم، پاريس، ژوهانسبورگ، برلين و فيلادلفيا منقلب شدند. "

 

پینوشت|

خوب فعلا از دستاورد های این کنسرت می توان به پایینی ها اشاره کرد:

کمک های آمريکا به قاره آفريقا دو برابر می شود

توافق کشورهای ثروتمند برای بخشش بدهی ملتهای فقير

گروه هشت مهلت بازپرداخت بدهی کشورهای فقير را تمديد کرد

                                                                                  

به امید آینده ای بهتر برای جهان سوم!

 

لینکنوشت|

» گزارش کنسرت در هایدپارک لندن [اینجا]
» گزارش تصویری از "لایو ایت" [اینجا]
» صحنه هایی کوتاه از هید پارک
(ویدیویی) [اینجا]
» چرا لایو ایت :1  2

 

کلیک:شرکت فرانسوی Vie Aritificielle  رباتی طراحی کرده است که فقط ترکیبی از لپ تاپ و دوربین دیجیتال است. این ربات ادغامی مجهز به سیستم های بلو توس (blue-tooth)  و wi-fi  است. و با دوربین مجهز خود تمام اطراف را بصورت سه بعدی نشان میدهد.

این ربات قادر به حرکت است و افراد معمولی از آن استقبال فراوانی کرده اند. همچنین این ربات مجهز به سیستم هشدار دهنده (Alarm) است و علامت هایی مثل گاز گرفتگی و سرقت رو به خوبی هشدار می دهد. این لپ تاپ هوشمند هم اکنون آماده است.

 

پیوست|

این خبر رو نوشتم تا بهانه یا مقدمه ای باشه تا در پست های بعدی راجع به blue-tooth  و wi-fi بنویسم.

 

کلیک: دانشمندان در حال کار روی یک پروژه هستن که به ربات ها توانایی لمس کردن و تجزیه و تحلیل اشیا  رو میده.

 

مسول این طرح که آقای لوملسکی از تکنولوژیست های ناسا! هستن می گه: مشکل امروز ربات های ما این است که نمی دونن وقتی به مانعی برخورد کنن چه کا کنند. و این فناوری توانایی شناخت محیط رو به اون ها می دهد.

 

ساز و کارش هم به این صورت است:

سنسور (=حسگر) هایی به اندازه ناخن انگشت دست در تمام نقاط بدن ربات کار گذاشتن تا مثلا در صورت وجود مانع بداند چه کار کند.

جنس این پوست یک نوع پلاستیک بسیار انعطاف پذیر (Flexible) ساخته شده است که در آن بیش از هزار سنسور مادون قرمز کار گذاشته شده است. وظیفه این هزار تا سنسور هم بررسی محیط اطراف و فرستادن علایم گرفته شده به مغز (cpu) ربات است، که مغز علایم دریافت شده را ظرف چند میلی ثانیه پردازش (Proccess) کرده و تصمیم می گیرد چه عملی انجام دهد.

 

پینوشت|

خوب این خبر رو خوندم و براتون نوشتم. بعدش چی؟! چه فایده ای داره؟! نمی دونم!

می شه چند تا چیز فهمید:

یک|وقتی اونا به طراحی پوست ربات رسیدن می توان گفت ساختن اصل رو به پایان رسوندن.

دو| ناسا که یک سازمان فضایی است ، بخش تحقیقات  ربوتیک هم دارد در حالی که ما در ایران...

سه| شما راجع به blue-tooth  چی می دونین؟

چهار| راجع به wi-fi چه طور؟

 

 

سلام ای غرابت تنهایی

اتاق را به تو تسلیم می کنم

چرا که ابرهای تیره همیشه پیغمبران آیه های تازه تطهیرند

و در شهادت یک شمع

راز منوریست که آن را، آن آخرین و کشیده ترین شعله خوب می داند!

                                                                                           - فروغ -

نمايش دانش Knowledge Representation

 

در اين قسمت ابتدا به مفهوم دانش، و سپس به نمايش دانش -يعني روش هاي ذخيره سازي دانش در پايگاه دانش - مي پردازيم.

 

کلمه ي دانش مانند کلمه عشق، از آن دسته کلماتي است که هر کسي معناي آن را مي داند ولي با اين حال هنوز تعريف آن بسيار دشوار است. بعضي کلمات از قبيل داده، واقعيات و اطلاعات به عنوان کلمات مترادف با دانش به کار مي روند.

 

انواع دسته بندي هاي دانش :

 

1-       دانش پيشين و پسين : دانش پيشين به دانشي گفته مي شود از قبل وجود دارد و مستقل از دانش بدست امده از طريق حواس مي باشد. دانش پيشين هميشه درست فرض مي شود مگر اينکه با دانش درست ديگري در تناقض باشد. به عنوان مثال عبارت "مجموع زواياي همه مثلث ها 180 درجه مي باشد" نمونه اي از دانش هاي پيشين مي باشد.  دانش پسين به دانشي گفته مي شود که از طريق حواس به دست مي آيد. مثلا دانش به اينکه "چراغ راهنمايي سبز است"

2-       دانش رويه اي ، دانش اظهاري و دانش ضمني : دانش رويه اي دانستن چگونگي انجام يک کار است. مثل دانستن طريق به جوش آمدن يک ظرف آب. دانش اظهاري به آگاهي از درستي يا نادرستي برخي چيزها اشاره مي کند. دانش ضمني، يا همان دانش نا خود آگاه به دانشي گفته مي شود که نمي توان آن را با زبان بيان کرد. مثلا دانش به طريقه حرکت دادن دست ها.

 

 

دانش بيشترين اهميت را در سيستم هاي خبره دارد :

          برنامه هاي کامپيوتري = ساختار داده ها + الگوريتم ها

          سيستم هاي خبره    = استنتاج + دانش

 

 

سلسله مراتب دانش :

1)اغتشاش 2) داده  3)اطلاعات 4)دانش  5) فوق الدانش! (بخونین فوق دانش)

 

 تعریف سطوح دانش را به صورت مختصر و تقریبا قابل فهم در ذیل می آورم:

 اغتشاش شامل داده هاي مبهمي است که هيچ استفاده اي از آن ها نمي توان کرد. سطح بعدي، داده است که بطور بالقوه مي توان از آن ها استفاده کرد. داده هاي پردازش شده، اطلاعات را تشکيل مي دهند که کاملا مفيد هستند. مرحله ي بعدي يعني دانش، شامل اطلاعات بسيار تخصصي مي باشد. در مبحث سيستم هاي خبره ي مبتني بر قاعده، دانش به صورت قواعدي تعرف شده که توسط واقعيات فعال مي شوند تا واقعيات جديد و يا اقدام خاصي را انجام دهند.

 

برای روشن شدن مفاهيم فوق به مثال پایین توجه کنین:

رشته 24عددي زير را در نظر بگيريد:

1347178766832525156430015

اگر هيچ دانشي در باره ي اين رشته نداشته باشيم، ممکن است نوعي اغتشاش به نظر بيايد. ولي اگر بدانيم اين رشته معني دار است، در اين صورت اين رشته يک داده خواهد بود.

براي تبديل داده به اطلاعات ممکن است يک دانش قطعي و مشخص وجود داشته باشد. مثل الگوريتم زير براي تبديل داده ي فوق به اطلاعات :

 

اعداد را دو تا دو تا از هم جدا کنيد.

از کليه اعداد دو رقمي که کمتر از 32 هستند چشم پوشي کنيد.

کاراکتر هاي اسکي را جايگزين اعداد دو رقمي کنيد.

 

با الگوريتم فوق بر روي داده فوق اطلاعاتي به صورت زير به دست خواهد آمد :

GOLD 438 +

يعني اينکه قيمت طلا 438 مي باشد و در حال افزايش مي باشد!!

 

فوق دانش دانشي در باره ي دانش ها مي باشد. مثلا سيستم خبره ممکن است داراي فوق دانشي در باره ي چند دانش داشته باشد و هنگام برخورد با مساله بتواند تشخيص دهد که بايد از کدام پايگاه دانش استفاده کند.

 

 

امیدوارم شما اقلا مثل من نباشید که نفهمیدم چی گفتم!

فعلا تا مفهوم بعدی این «هوش مصنوعی» پیچیده!